قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1251

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و بيست و يكم از رحلت خير البشر « 1 » در تاريخ مسعودى مسطور است كه در ربيع الآخر اين سال شب جمعه چهاردهم شهر ربيع الآخر ، و بعضى شب يازدهم شهر مذكور نيز گفته‌اند ، و روايتى ديگر آنكه عقد بيعت ابو العباس سفّاح « 2 » در نصف جمادى الآخر سال مذكور واقع شد . و به روايتى شب جمعه سيزدهم شهر ربيع الاوّل سال مذكور بيعت او منعقد گشت . على اىّ تقدير ، صباح جمعه ابو العباس با اتباع خود سوار شده به دار الإماره رفت و از آنجا متوجّه مسجد جامع شده منادى فرمود تا مردم در مسجد حاضر شدند . چون مردمان جمع شدند ابو العباس بر منبر رفت و به خلاف بنى اميه ايستاده خطبه‌اى بليغ خواند و پيشنمازى كرد و چون از نماز فارغ شد بار ديگر به منبر برآمد و خطبه‌اى بليغ و فصيح آغاز كرد . چون در آن روز ابو العباس ضعفى داشت به ملاحظهء آنكه مبادا زياده شود بر منبر نشست و عمش داود بن على به يك درجه از وى پايين‌تر ايستاده خطبه را تمام كرد و آخر خطبه گفت : اى مردمان ، بدانيد كه از آن زمان كه پيغمبر ما ، صلّى اللّه عليه و آله ، از ميان ما رفته هيچ خليفه‌اى بر حقّ پاى بر منبر ننهاد مگر امير المؤمنين علىّ بن أبى طالب ، كرّم اللّه وّجهه ، و اين امام كه بر منبر است ؛ يعنى عبد اللّه بن محمّد . بعد از آن گفت : اى مردمان ، بدانيد كه منصب خلافت به ما تعلّق گرفت و از ميان ما بيرون نخواهد رفت تا آن زمان كه عيسى روح اللّه از آسمان فرود آيد .

--> ( 1 ) . متن : پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله . - و . ( 2 ) . عنوان « سفّاح » ( - قصّاب ، خونخوار ) را ابو العباس شخصا براى خود انتخاب نكرد ؛ اين عنوان بعدا بر وى اطلاق گرديد .