قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1223

تاريخ الفي ( فارسى )

قبول افتاده حكم شد كه نصر سيار به عراق آمده محاسبات خراسان پيش يوسف ثقفى منقّح سازد . پس مكتوبى به نصر نوشت ، مضمون آنكه : « بايد به زودى زود متوجّه عراق شده آنچه در اين مدّت از نفايس آن ولايت به دست آورده‌اى همراه خود بيار و جمعى از اكابر آن ولايت كه از خرج و دخل آن ديار خبر و اطّلاع داشته باشند بايد كه همراه بياورى . » امّا چون منجّمان خراسان به نصر سيار گفته بودند كه عنقريب در ولايت شام فتنه‌اى عظيم روى خواهد نمود نصر در رفتن تعلّل مىنمود ، كه در اين اثنا مثال وليد به اسم نصر سيار رسيد كه : « بايد از آلات ساز مثل بربط و [ 161 الف ] طنبور و مزمار و امثال آن از انواع سازها كه در خراسان بوده باشد و اباريق فضّه و ذهب و آلات عيش و طرب و استران قيمتى و اسبان راهوار با خود بياورد . » و اين طلب نيز نصر را بهانهء تعلّل و توقّف گرديد . امّا چون تعلّل و توقّف او از حدّ اعتدال تجاوز نمود نصر از مرو بيرون آمده هر روز يك فرسنگ مىرفت تا به بيهق - كه عبارت از سبزوار است - رسيد . در آن موضع خبر كشته شدن وليد و گريختن يوسف ثقفى از عراق [ را ] شنيد . رسولان را رعايت نموده ، رخصت كرده و خود باز به مرو مراجعت نمود . [ كشته شدن وليد ] امّا وليد در جمادى الآخر اين سال كشته شد . مدت حياتش سى و هشت سال بود و زمان حكومتش يك سال و سه ماه بود . يكى از اسباب قتل او آن بود كه وى هميشه در انهدام قصر شريعت غرّا مىكوشيد و اين معنى بر اهل اسلام گران آمده به عداوت او كمر بستند و صلحا و عبّاد و زهّاد او را نفرين كردند . جرأت او بر انهدام شرع محمّدى به مرتبه‌اى رسيد كه روزى به رسم تفأل مصحف مجيد را گشود . اتّفاقا در اوّل منظر صفحهء راست اين آيه را ديد وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ . « 1 » از غايت خشم مصحف را بر زمين زد و تيرهااى چند بر وى انداخت و گفت : اتوعد كلّ جبّار عنيد * فها انا ذاك الجبّار العنيد اذا ما جئت بك يوم حشر * فقل يا ربّ مزّقنى الوليد « 2 » [ يعنى : آيا ستمكاران گردنكش را بيم مىدهى ؟ پس اينك اين منم آن ستمگر گردنكش . چون روز قيامت نزد تو آمدم بگو : پروردگارا مرا وليد پاره پاره كرد . ]

--> ( 1 ) . و طلب فتح كردند . و هر ستمكار گردنكشى نوميد گشت ؛ ( ابراهيم ، 15 ) . ( 2 ) . اين دو بيت با اختلاف لفظى اندك در بسيارى از منابع از جمله الفخرى ( ص 181 ) ؛ البدء و التاريخ ( ج 6 ، ص 53 ) ؛ نجوم الزاهره ( ج 1 ، ص 299 ) آمده است . براى مطالعهء ترجمهء شعر به شعر اين دو بيت ؛ - مروج الذهب ، ترجمهء پاينده ، ج 2 ، ص 219 . وليد علاوه بر جسارت و اهانت به قرآن كريم ، به رسول اكرم هم نسبت كذب داده است ؛ - پيشين .