قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

764

تاريخ الفي ( فارسى )

و پسر زياد سر راهها به مردم سپرده بود ، و امام حسين ، عليه السّلام ، از اين معنى آگاهى نداشتند . چون قيس به قادسيّه رسيد حصين او را گرفته به كوفه فرستاد . ابن زياد با او غلظتها كرد . عاقبت فرمود كه او را از بالاى قصر به زير انداختند تا هلاك شد . در نور الائمّه « 1 » چنين آورده كه ارسال نامه از كوفه به كربلا بوده ، چنانچه عنقريب نقل آن سمت تحرير خواهد يافت ، ان شاء اللّه . چون امام حسين ، عليه السّلام ، از بطن الرّمله روان شد عبد اللّه مطيع او را پيش آمده گفت : پدر و مادرم فداى تو باد يا بن رسول اللّه . نمىدانم كه سبب بيرون آمدن تو از حرم خدا و حرم جدّ خود رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، چه بود ؟ امام فرمود : به مكاتيب كوفيان و طلب ايشان . ابن مطيع گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه ترك رفتن كنى و اگر به روى چشم دوستان در فراق تو گريان شود . امام حسين فرمود : إنّا للّه و إنّا إليه راجعون . و چون امام حسين ، عليه السّلام ، از آنجا به منزل زرود « 2 » رسيد از يك جانب بلنديى ديد كه خيمه‌اى نصب كرده بودند . پرسيد : صاحب اين خيمه كيست ؟ گفتند : زهير بن قين البجلّى . و او در آن وقت از مكّه مىآمد حج گزارده بود و از مناسك آن فارغ گشته به كوفه مىرفت . [ 104 الف ] امام حسين او را طلبيد . زهير در آمدن تعلّل نمود . « 3 » آخر زن او گفت : سبحان اللّه ! فرزند رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، تو را مىطلبد تعلّل مىنمايى ؟ زهير از اين سخن متأثّر شده به خدمت امام حسين شتافت . بعد از ساعتى كه امام سر در پيش انداخته بود فرمود : اى زهير ، هيچ سر آن دارى كه مركب مجاهدت در ميدان محبّت الهى بتازى و به شمشير آبدار آتشبار نفاق منطفىسازى و درى از خوشنودى خداى تعالى بر روى خود بگشايى ؟ چون زهير اين كلام از امام حسين شنيد روى وى از شادى برافروخته شده گفت : يابن رسول اللّه ، مدتهاست كه مترصّد اين دولت و مترقب اين سعادت مىبودم . پس از نزد امام بيرون آمده بفرمود تا كه خيمهء او را بركندند و قريب به خيمهء امام زدند . بعد از آن با اصحاب خود گفت : اى ياران از شما هركه آرزوى شهادت دارد با من موافقت و مرافقت نمايد و هركه ميل طعن ندارد و شهادت را كاره است از من مفارقت اختيار نمايد . اكثر ياران زهير از وى

--> ( 1 ) . مراد نور الأئمه خوارزمى صاحب مقتل معروف است . ( 2 ) . هر سه نسخه : ورود . زمينهاى نسبتا گود را كه آب اطراف را در خود فرو مىكشد زرود گويند ؛ - معجم البلدان ، ج 4 ، ص 387 . خبر شهادت مسلم بن عقيل در اين محل به اطّلاع امام ( ع ) رسيد ؛ - نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 162 . ولى ابن اثير ثعلبيه را به عنوان محل دريافت اين خبر ذكر كرده است ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 143 . نيز ؛ - سخنان حسين بن على ( ع ) از مدينه تا كربلا ، ص 118 . ( 3 ) . زهير از بزرگان قبيلهء خويش و مقيم كوفه و از هواداران عثمان بود كه در يك برخورد با حسين بن على ( ع ) نور هدايت به قلبش تابيد و در همان مجلس تغيير عقيده داد و از ياران امام شد . نام همسر زهير دلهم بود .