قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1209
تاريخ الفي ( فارسى )
درآمده به سنگ و تير مانع ايشان آمدند و بر در دروازهء مسجد آتش كارزار به مرتبهاى بالا گرفت كه در يك لحظه از رؤساى اصحاب زيد ، نصر بن خزيمه ، معاوية بن اسحق ، و زيد بن حارثه با صد و شصت نفر به قتل رسيدند ، و سرهاى ايشان را جدا كرده پيش يوسف بردند . و جمعى كثير ديگر مجروح و خسته گشتند . امّا زيد همچنان پاى ثبات فشرده جنگ مىكرد تا آنكه تيراندازان هجوم آورده تيرى بر پيشانى ايشان زدند كه فى الحال از اسب درافتاد . ايشان او را برداشته در سراى يكى از شيعه بردند و جرّاحى را بياوردند تا تير پيشانى مبارك ايشان بيرون آورده به معالجه مشغول شود . امّا چون قضاء الهى رسيده بود علاج مفيد نيفتاده روح مروّحش به رياض قدس منزل گزيد . در روضة الصفا آورده كه بعد از آن در همان سراى در محرابى گورى كنده جسد آن جناب را دفن كردند . يوسف بن عمرو جدّ و جهد بسيار مىنمود تا مدفن آن جناب را پيدا كند . ميسّر نشد . آخر الامر يكى از مماليك او را به كشتن تخويف كرد . آن غلام از خوف جان موضع دفن آن جناب را نشان داد و آن ظالم جثّه او را از گور بيرون آورده سر مبارك او را از تن جدا ساخته به شام فرستاد و جسد او را برهنه بر دار كردند . « 1 » و در تاريخ غياثى آورده كه همان روز عنكبوتى بر عورت او تنيد و يوسف در [ همان ] حال جسد او را بر دار گذاشت . بعد از آن به اشارت وليد بن يزيد آن قالب مطهّر را به آتش سوختند . مدّت عمر زيد چهل و دو سال بود . و در مفصل الخطاب خواجه پارسا آورده كه والدهء زيد بن على از اهل سند بود . يحيى بن زيد بعد از واقعه پدر گريخته به خراسان رفت . ذكر احوال او به تفصيل در موضعش خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى . و در همين سال مسلمة بن عبد الملك بن مروان كه به شجاعت و دلاورى در ميانهء ملوك بنى اميّه مشهور و معروف بود وفات يافت .
--> ( 1 ) . در نجوم الزاهره ( ج 1 ، ص 281 ) آمده است كه سر او را در زمان حكومت حنظلة بن صفوان - كه از طرف هشام حاكم مصر بود - فرستادند . و پس از به دار كشيدن جسد او ، شخصى از هواداران بنى اميّه از روى شماتت ابياتى چند بخواند ؛ - معجم الأدبا ، ج 10 ، ص 249 ؛ كامل مبرّد ، ج 3 ، ص 1182 ؛ تجارب السلف ، ص 82 .