قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1205

تاريخ الفي ( فارسى )

پيمان بماندند . گفت : سيصد تن . مسلمه باز استفسار نمود : جدّ تو فاضلتر بود يا تو ؟ زيد گفت : جدّ من . مسلمه گفت : آن قرن بهتر بود يا اين قرن ؟ زيد گفت : آن قرن . مسلمه گفت : بعد از آنكه مردم آن قرن با جدّ تو وفا نكردند تو از ايشان چشم وفا دارى ؟ اكنون رخصت فرماى تا از اين شهر بيرون روم تا آسيب تو را نبينم . زيد او را دستورى داد و مسلمه به يمامه رفت . در اين اثنا عبد اللّه بن حسن بن علىّ بن ابى طالب ، عليهم السّلام ، مكتوبى نصيحت‌آميز به زيد نوشت . امّا چون ارادهء ازلى به شهادت او تعلّق گرفته بود هيچ فايده نداد . زيد در كوفه به دعوت مردم مشغول شد و هرچند وقت به ميان قبيله مىرفت تا آنكه يك سال تمام شد و زيد از رهگذر دعوت خاطر جمع ساخت .