قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
762
تاريخ الفي ( فارسى )
منماى و در فسخ اين عزيمت الحاح مفرماى كه به جايى نمىرسد . من در اين سفر بىاختيارم و زمام امور من در دست ديگرى است . « 1 » ابن عباس سر خود را در پيش افكنده بعد از آن سر برآورده گفت : اگر عزيمت به امضا خواهى رسانيد و ترك رفتن عراق نخواهى كرد ، بارى زنان و اطفال را همراه مبر . فرمود : ايشان را به كجا بگذارم و به كه سپارم ؟ اولى آن است كه با من باشند . ابن عباس گفت : اى ابن عمّ ، به رفتن تو از حجاز چشم ابن زبير روشن مىگردد و به مقصود و مطلوب خود مىرسد ؛ چه امروز كه تو بسعادت در مكّه نشستهاى كسى التفات به جانب او نمىكند و گرد او نمىگردد . چون تو حاضر نباشى او دعوى خلافت كند و مردم را به تبعيّت خويش دعوت نمايد . القصّه ؛ چون ملتمس ابن عباس به معرض قبول نيفتاد از پيش امام حسين ، عليه السّلام ، بيرون آمده با خود گفت كه دريغ از حسين ! هزار دريغ از وى ! دل از او برگرفتم . چه مىدانم در عراق كار او به كجا انجامد ؟ و در راه ابن زبير پيش آمده ، ابن عباس گفت : اى پسر زبير دل خوشدار كه حسين بن على ، عليه السّلام ، عزيمت عراق دارد و به همه حال مىرود و حجاز به تو وا مىگذارد و عرصهء تهامه را خالى خواهى يافت « 2 » . ابن زبير هيچ جواب نداد . ابن عباس متألّم و اندوهناك به منزل خويش شتافت . بعد از آن امام حسين شيعه و خويشان و برادران خود را جمع كرده هريك را فراخور حال او عطايى داد و به جهت عورات و اطفال محملها ساخت و در روز سيّم ذيحجّه - كه روز قتل مسلم بن عقيل بود - از مكّه بيرون آمده . و بعضى گفتهاند در هشتم ذيحجّه متوجّه [ كوفه ] شد . « 3 » والى مكّه عمرو بن سعيد بن العاص يكى از سرهنگان « 4 » خود را به عقب امام حسين فرستاد تا او را برگرداند . چون آن سرهنگ به امام حسين رسيد ، گفت : حكم امير چنان است كه مراجعت كنى . اگر اجابت نكنى تو را از رفتن مانع مىآيم . آن جناب ابا و امتناع نموده نزديك به آن شد كه هر دو طايفه جنگ كنند . چون اين خبر به عمرو بن سعيد رسيد از فتنه ترسيده رسولى فرستاد تا آن سرهنگ را باز طلبند .
--> ( 1 ) . امام ( ع ) فرمود : يابن العمّ إنّى و اللّه لا علم انّك ناصح مشفق و قد أزمعت على المسير . پسر عمّ ! به خدا سوگند مىدانم كه تو را از راه خيرخواهى و مهربانى و شفقت اين پيشنهاد را مىكنى ، ولى من تصميم گرفتهام كه به سوى عراق حركت كنم . ( 2 ) . ابن عباس بيتى از كليب بن ربيعه را - كه كنايه از آزادى عمل ابن زبير است - بخواند . ترجمهء آن چنين است : « اى پرستو در اين مكان وسيع كه براى تو خالى شده است تخم بگذار و چهچهه بزن ، هرچه دلت مىخواهد تخم بگذار و چهچهه بزن » . قسمتى از اين شعر ضرب المثل است ؛ - مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 249 . ( 3 ) . روز حركت امام حسين ( ع ) از مكّه روز ترويه ، هشتم ذيحجه ، از سال شصتم هجرى بود . ( 4 ) . عمرو بن سعد ، برادر خود يحيى را فرستاد ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 139 ؛ نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 158 .