قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1152

تاريخ الفي ( فارسى )

قدرت حرف زدن نداشت . از وى پرسيدند : تو را كه زخم زد ؟ اشاره به يزيد كرد كه : او زخم زد . و چون پرسيدند : او را كه كشت ؟ اشاره به خود كرد كه : من او را كشتم . « 1 » و از اعيان لشكر يزيد سيصد نفر اسير شده مسلمه ايشان را به كوفه فرستاد و والى كوفه همهء ايشان را به اشارهء يزيد بن عبد الملك گردن زد . مقارن كشتن ايشان نوشتهء مسلمة بن عبد الملك به والى كوفه رسيد كه : « اسيرانى كه پيش تو فرستادم ، بگذار . » القصّه ؛ چون خبر كشته شدن يزيد بن مهلّب به پسر او ، معاوية بن يزيد بن مهلّب ، كه از جانب پدر والى واسط بود ، رسيد فرمود تا جميع اسيران را كه پدرش به او سپرده بود گردن زدند . عدىّ بن ارطاة ، پسرش محمّد بن عدىّ ، مالك و عبد الملك و عبد اللّه بن عروة البصرى ، عبد اللّه بن دينار ، [ و ] ابو القاسم بن مسلم از جملهء آن جماعت بودند كه معاويه ايشان را به عوض خون پدر به قتل رسانيد . بعد از آن معاويه از واسط بيرون آمده متوجّه بصره گرديد و بقيّهء آل مهلّب با جمعهم در بصره جمع آمدند . معاوية بن يزيد چون خزانهء پدرش و اسباب امارت تمامى همراه او بود ارادهء امارت و مهترى داشت . امّا مردم بصره تمامى بر امارت مفضّل بن مهلّب اتّفاق نمودند . پس معاويه نيز با ايشان اتّفاق نموده و امارت بر مفضّل بن مهلّب قرار گرفت . امّا مسلمة بن عبد الملك چون اين خبر شنيد كه آل مهلّب باز در بصره جمعيت نموده مفضّل را به امارت برداشتند ، مدرك بن منيب « 2 » كلبى و هلال بن احوز تميمى را با سپاه بسيار به دفع ايشان نامزد كرد . چون مفضّل از اين معنى آگاهى يافت كشتيها را مهيا ساخته با جميع اهل بيت و حشم و توابع عازم كرمان شد كه از آنجا به شهر قندابيل « 3 » نزد حميد بن وداع ازدى ، [ كه ] از تربيت يافتگان يزيد بن مهلّب بود ، رود . و يزيد در آنوقت كه به جنگ مسلمه مىرفت حميد را طلب نموده گفت : اى حميد من مدتهاى مديد است كه تو را تربيت مىكنم و ظنّ من در تو آن است كه تو با من تا جان دارى همراهى مىكنى ، بنابراين الحال تو را به شهر قندابيل كه در ميان هرموز و كرمان است و قلعهء آن به استحكام مشهور و معروف است مىفرستم . اگر در اين جنگ نسيم ظفر بر پرچم علم ما وزيد تو را به آن مرتبه مىرسانم كه فوق مطلب تو باشد ، و اگر كار نوع ديگر شد و فرزندان من به تو التجا بيارند كه ايشان را در آن قلعه جاى داده نيك محافظت كنى تا ايشان زنهار خود

--> ( 1 ) . و نيز نوشته‌اند قاتل يزيد بن مهلّب ، هذيل بن زفر بن حارث كلابى بوده است . مسلمة بن عبد الملك سر يزيد را توسط خالد بن وليد بن عقبة بن ابى معيّط پيش يزيد بن عبد الملك فرستاد . ( 2 ) . نهاية الأرب : مضب . ( 3 ) . قندابيل : لسترنج ضمن بيان اوضاع مناطق كوير لوت و مكران از قول جغرافىنويسان عرب ، سخن از دو ولايت به ميان آورده كه در حدود شمال خاورى مكران و متّصل به مرز هند است : يكى طوران كه كرسى آن قصدار بود ، و ديگرى بدهه در سمت شمال كه كرسى آن قندابيل بود ؛ - جغرافياى تاريخى . . . ، ص 355 . اين قندابيل با محلّى به همين نام واقع در سند اشتباه نشود .