قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1135
تاريخ الفي ( فارسى )
گويند - به خراسان تعيين كرد و ميسره را به عراق فرستاد . ايشان به موجب فرموده عمل نموده در اطراف عراق و خراسان خلايق را به بيعت محمّد بن على در خفيه دعوت مىنمودند و هركس كه قبول مىكرد خطّى به اسم محمد بن على از وى مىستاندند . چون داعيان خراسان از خلق بسيار بيعت گرفتند خطوط ايشان را به عراق نزد ميسره فرستادند تا او به محمّد بن على رساند . پس ميسره خطوط اهل خراسان را با خطوط اهل عراق به نزد محمّد بن على فرستاد . و ابو عكرمه و ابو محمّد صادق در خراسان دوازده مرد را تعيين نمودند كه ايشان نقباء محمّد بن على باشند و مردم را به بيعت او دعوت مىنموده باشند . تفصيل اسامى ايشان را در تاريخ طبرى « 1 » بدين وجه آورده : سليمان بن كثير خزاعى ، لاهز بن فريظ تميمى ، « 2 » قحطبة بن شبيب طائى ، موسى بن كعب التميمى ، خالد بن ابراهيم ، ابو داود ، ابو القاسم بن مجاشع تميمى « 3 » ، عمران بن اسماعيل [ ملقّب به ابو النجم ، وابستهء خاندان معيط ] ، مالك بن هيثم « 4 » خزاعى ، طلحة بن زريق جراحى « 5 » ، ابو على هروى « 6 » ، [ و ] عيسى بن اعين . و محمّد على هفتاد دستور العمل نوشته به عراق و خراسان فرستاد كه : داعيان من با مردم به چهسان دعوت كنند و چه نوع سلوك نمايند . و هم در اين سال عمر بن عبد العزيز ، عمر بن مسلم را به غزاى هند فرستاد . او بعضى از بلاد هندوستان را مسخّر گردانيد و اكثر ملوك هند به اسلام درآمدند و در ايّام دولت هشام بن عبد الملك باز به كيش خويش معاودت نمودند . * * * [ خروج شوذب ] و از جمله وقايع اين سال خروج شوذب است كه او را بسطام « 7 » مىگفتند . و اين شوذب با هفتاد كس خروج كرد . « 8 » چون عمر بن عبد العزيز بر اين قضيّه اطّلاع يافت به والى كوفه ، عبد الرحمن بن وليد « 9 » ، نوشت كه : « مردى هشيار كارديده را به دفع خوارج نامزد كن ، به شرطى كه مسلمانان تلف نشوند و خرابى به احوال ايشان راه نيابد . » پس عبد الرحمن ، محمّد بن جرير بن عبد اللّه البجلّى را با هزار كس به دفع خوارج فرستاد و وصيت كرد كه به فحواى نامهء امير المؤمنين عمر بن عبد العزيز عمل نموده نوعى نكند كه
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج ، 9 ، ص 3964 . ( 2 ) . هر سه نسخه : زهير بن قحطبه طايى . ( 3 ) . هر سه نسخه : خثعمى . ( 4 ) . هر سه نسخه : هشيم . ( 5 ) . هر سه نسخه : طلحة بن اشعرى . ( 6 ) . نام اين شخص شبل بن طهمان بود . ( 7 ) . نام اصلى وى بسطام ، و از قبيلهء بنى يشكر بود . ( 8 ) . شوذب در محلّى به نام جوخى - كه نام رودى است نزديك بغداد - بر عمر بن عبد العزيز خروج كرد . ( 9 ) . طبرى و ابن اثير عامل عمر بن عبد العزيز را در كوفه عبد الحميد ذكر كردهاند .