قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1123
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال هشتاد و هشتم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آن بود كه سليمان برادر خود ، مسلمة بن عبد الملك ، را با لشكرى گران به جانب ارمنيه فرستاد . اليون ، ملكزادهء ارمنيّه ، در آن وقت از آذربايجان به ملازمت سليمان رسيده بود [ و ] ضامن آن شد كه مملكت روم را جهت او مستخلص گرداند . پس سلمان او را مصحوب مسلمه گردانيد . چون متوجّه آنجانب شد در آن اثنا خبر رسيد كه قيصر روم وفات يافت . و سليمان از دمشق بيرون آمده به دابق « 1 » آمد و سوگند خورد كه : تا مسلمه فتح قسطنطنيه نكند من از اينجا باز نمىگردم . و به مسلمه نيز كس فرستاد كه : تا فتح ولايت روم نكنى مرخص به مراجعت نيستى . القصّه ؛ چون مسلمه نزديك به آن ديار رسيد لشكريان را بفرمود تا غلّهء بسيار جمع آوردند و در ظاهر شهر استنبول فرود آمده مردم را فرمود تا جهت خود منازل ساختند و به زراعت مشغول شدند . چون چندگاه از اين بگذشت اهل استنبول از محاصره به تنگ آمده مصلحت چنان ديدند كه با مسلمانان صلح كنند . بنابراين يكى از بزرگان خود را پيش مسلمه فرستاده التماس صلح كردند به شرط آنكه بر سر هر آدمى ، كوچك و بزرگ ، مرد و زن ، دينارى بدهند . امّا مسلمه قبول نكرد . چون روميان از صلح مأيوس گشتند كس پنهانى پيش اليون فرستادند و عهدنامهاى به خط بزرگان خود نوشته پيش اليون فرستادند كه : اگر مسلمانان را بازگردانى در پادشاهى تو بر روميان هيچ سخن نخواهد بود . اليون چون مژدهء سلطنت شنيد از راه مكر و فريب درآمده با مسلمه گفت : اهل روم
--> ( 1 ) . دابق : دهكدهاى نزديك حلب به فاصلهء چهار فرسنگ از آن ؛ - معجم البلدان ، ج 4 ، ص 3 .