قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1109
تاريخ الفي ( فارسى )
و در اكثر تواريخ معتبره مسطور است كه در عراق جمعى از بنى غسان به راهى مىرفتند . ناگاه نظر ايشان به شخصى افتاد كه عصايى در دست داشت و انبانى بر پشت و به تعجيل هرچه تمامتر مىرفت . پرسيدند كه از كجا مىآيى ؟ گفت : از خراسان . گفتند : چه خبر دارى ؟ گفت : ديروز قتيبه را كشتند . ايشان را از اين سخن تعجّب آمد . چون آن پياده اثر انكار در بشرهء ايشان مشاهده كرد گفت : هيچ مىدانيد كه شما را به كجا بايد رفت ؟ گفتند : نى . گفت : به افريقيهء مغرب شما را بايد رفت . اين سخن بگفت و از پيش ايشان درگذشت و بنى غسّان هرچند اسبان در عقب او تاختند به گردش نرسيدند . « 1 » چون ايشان به دمشق رسيدند در حال ايشان را به افريقيّهء مغرب فرستادند . و اما در تاريخ طبرى حكايت آن پياده را چنين آورده كه چون خبر قتل قتيبه به غسّانيان رسيد ايشان از روى تعجّب انكار كردند . چون آن پياده ايشان را آنچنان ديد گفت : هيچ مىدانيد كه من دوش از كجا بيامدم ؟ گفتند : نى . گفت : از افريقيهء مغرب . اين را بگفت و سبك از پيش ايشان برفت و هرچه اسبان تاختند به گرد او نرسيدند ؛ و اللّه اعلم . بحقايق الامور . و هم در اين سال مسلم بن عبد الملك به غزاى روم رفته قلعهء عوف را فتح نموده ولايات بسيار مسخّر گردانيد . و هم در اين سال سليمان بن عبد الملك ، خالد بن عبد اللّه قسرى را از حكومت مكّهء مباركه عزل نموده ايالت آن بلدهء طيبه را به طلحة بن داود خضرمى ارزانى داشت .
--> ( 1 ) . اين واقعه در گردنهء عقاب ، واقع در نيم منزلى دمشق ، اتّفاق افتاده است .