قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1057

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال هفتاد و هفتم از رحلت خير البشر در اين سال وليد بن عبد الملك ، هشام بن اسماعيل مخزومى را از امارت مدينه عزل كرد « 1 » و حكومت آن بلدهء طيّبه را به عمر بن عبد العزيز ارزانى داشت . عمر بن عبد العزيز در ماه ربيع الاوّل سنهء مذكور به مدينه وارد شد و در سراى مروان بن حكم فرود آمد . چون وقت نماز پيشين رسيد به مسجد رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، درآمد و زيارت [ مرقد ] آن حضرت كرده به نماز ظهر مشغول شد . بعد از فراغ از نماز فرمود تا ده كس از فقهاى مدينه كه به صلاح و تقوى آراسته باشند حاضر شوند . پس ابو بكر بن عبد الرحمن ، عروة بن الزبير ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن عامر بن ربيعه ، خارجة بن يزيد ، عبد اللّه بن عتبه ، ابو بكر بن سليمان بن حشمه ، سليمان بن يسار ، قسم بن محمّد ، و سالم بن عبد اللّه كه اين جماعت در آن زمان به اتّفاق اهل مدينه سرآمد فقها و صلحا بودند حاضر شدند . عمر بن عبد العزيز ايشان را به عزّت و تعظيم پيش آمده ، گفت : من شما را جهت امرى خوانده‌ام كه همه را در آن اجرى باشد . مقصود آنكه هيچ قضيّه‌اى نمىخواهم كه بىاستصواب شما به قطع رسد . اگر در فيصل مهمات همهء شما حاضر نتوانيد شد بايد كه يك كس از شما البته حاضر باشد . و اگر دانيد كه بر كسى ظلمى رفته و اخبار من نكنيد وزر و گناه آن بر گردن شما خواهد بود . ايشان او را دعا كرده از مجلس بيرون رفتند . و در روضة الصفا مسطور است كه چون از هشام بن اسماعيل مخزومى نسبت به امام زين العابدين علىّ بن الحسين حركات ناپسنديده صدور يافته بود و اين واقعه به سمع وليد رسيده بود بنابراين در اين وقت به عمر عبد العزيز نوشت كه : « هشام را ادبى بليغ نماى » ، و عمر

--> ( 1 ) . عزل هشام از امارت مدينه در تاريخ هفتم ربيع الاول اين سال بود .