قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1013

تاريخ الفي ( فارسى )

دست او كشته شد . در اين اثنا يكى از اصحاب شبيب گفت : چه اندوه مىخورى ؟ كافرى به قتل آمده . شبيب جواب داد : تو بر ضلالت ايشان از من داناتر نيستى ، من دير است كه احوال اين طايفه را مىدانم . اگر بر طريقهء اوّل ثبات مىنمودند در دين برادران ما بودند . القصّه ؛ شبيب بعد از فتح شمشير انتقام در [ 139 ب ] نيام كرده بقيّة السيف را به بيعت خود دعوت كرد . همه متابعت او نمودند ، و شبيب عنان عزيمت به جانب كوفه منعطف گردانيد « 1 » كه سفيان بن ابرد و حبيب بن عبد الرحمن با لشكر شام به كوفه رسيدند و حجاج به وجود ايشان مستظهر گشت و از مدد كوفيان مستغنى گرديد . بنابراين به منبر برآمده گفت : اى اهل كوفه ، خداى تعالى عزيز مكناد آن كس را كه عزّ شما بخواهد و نصرت مدهاد آن كس را كه طالب نصرت شما باشد . از پيش من برويد و در قتال دشمن مرا يارى مكنيد . بايد كه شما با يهود و نصارى آرام گيريد . هنوز حجّاج در مسجد جامع بود كه خبر رسيد شبيب همچو بلاى آسمانى به موضع حمام اعين رسيد . حجّاج ، حارث بن معاوية ثقفى را با چهار هزار كس به جنگ او فرستاد . حارث بيرون آمده به موضع برار « 2 » فرود آمد . شبيب از حال او آگاهى يافته ملك الموت‌وار خود را به او رسانيده حارث را به قتل آورده متوجه كوفه گرديد و در نواحى سجه را لشكرگاه ساخت . حجّاج غلامان خود را فرمود تا سرهاى كوچه را مضبوط ساختند . روز سيم حجّاج ابو الورد مولاى خود را با طايفه‌اى از مماليك خويش بر سر او فرستاده قريب به سجه رسيده با شبيب گفتند : اينك حجّاج آمد . شبيب بر ابو الورد حمله آورده او را بكشت و گفت : اگر اين شخص حجّاج بود من شما را از وى رهانيدم . « 3 » چون روز بلند شد حجّاج با سپاه متوجّه لشكر شبيب شد . او با ششصد كس از خواص خويش روى به مخالفان آورد . حجّاج از اسب فرود آمده بر كرسى نشست و گفت : اى اهل شام شما ارباب سمع و طاعت و يقين‌ايد . يقين دانيد كه خداوند بطلان بر اصحاب يقين غالب نگرداند . بايد كه در استيصال اهل فسق و كفر سعى و اهتمام نموده دقيقه‌اى از دقايق جد و جهد فرومگذاريد . چون فريقين به هم رسيدند تير و شمشير در يكديگر نهادند . چون سپاه شبيب نسبت به سپاه

--> ( 1 ) . شبيب پس از غلبه بر عتاب بن ورقاء و زهره و تصرّف اموال لشكر آن دو سردار دو روز در بيت قرة ماند ، آنگاه در مسير كوفه در سوراء ( جايى نزديك بغداد ، و نيز گفته‌اند خود بغداد ) فرود آمد و پس از كشتن فرماندار آن ، در حمام اعين اردو زد . ( 2 ) . اين محل در نهاية الأرب ، ( ج 6 ، ص 153 ) زراره ثبت شده است . ( 3 ) . البته حجاج پس از كشته شدن ابو ورد غلام ديگرش ، طهمان ، را با همان حيله و كلك كه « اين خود حجّاج است » به جنگ شبيب مىفرستد . شبيب پس از كشتن طهمان است كه يارانش را به رهايى از شرّ حجّاج نويد مىدهد .