قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1009
تاريخ الفي ( فارسى )
امّا چون خبر انهزام لشكر و قتل امرا و مقرّبان به سمع حجّاج رسيد عبد الرحمن بن محمّد اشعث را با شش هزار سوار جرّار خونخوار به دفع او فرستاد . عبد الرحمن در نواحى موصل به وى رسيد . « 1 » شبيب رقعهاى به عبد الرحمن نوشت ، مضمون آنكه : ايام عيد است ، اگر صلاح باشد در حرب توقّف نموده شود تا اين چند روز بگذرد . عبد الرحمن مسئول شبيب مبذول داشته دست از منازعه كوتاه كرد . در اين اثنا عثمان بن قطن ، كه يكى از امراى حجّاج بود ، به او نامهاى نوشت كه : عبد الرحمن بر گرد لشكر خندقى كنده نشسته است و شبيب بنابراين كمال استيلا يافته در ولايت هرچه مىخواهد مىكند . چون اين مكتوب به حجّاج رسيد عبد الرحمن بن محمّد اشعث را از امارت آن لشكر عزل كرده ايالت آن را به عثمان بن قطن تفويض نمود . « 2 » و عثمان در روز ترويه صفها را برآراسته مستعدّ قتال شد . شبيب نيز در برابر آمده نايرهء قتال و جدال اشتعال يافت و غبار فتنه بالا گرفت تا آنكه عثمان بن قطن نيز در زمرهء اموات انتظام يافت . « 3 » اين واقعه در ذيحجة الحرام اين سال روى نمود . القصّه ، چون خبر استيلاى شبيب بر سپاه عراق به حجّاج رسيد صورت حال معروض عبد الملك مروان گردانيده از وى مدد طلبيد . « 4 »
--> ( 1 ) . عبد الرحمن ، شبيب را تعقيب مىكرد تا آنكه شبيب از خانقين و جلولا و سامرّا عبور كرده به سوى بتّ ، كه دهكدهاى است از دهكدههاى موصل ، روان شد و بين آن دو غير رودخانهء حولايا نبود ؛ - نهاية الأرب ، ج 6 ، ص 146 . ( 2 ) . عثمان در اين زمان حاكم مداين بود . حجّاج پس از امارت وى بر سپاه عبد الرحمن ، مطرف بن مغيرة بن شعبه را حاكم مداين كرد ؛ - پيشين ، ص 147 . ( 3 ) . عثمان به دست مصاد برادر شبيب كشته شد . ( 4 ) . از مهمترين حوادث اين سال فوت حبة بن جوين عرنى از اصحاب امير المؤمنين على ( ع ) و تولّد مروان بن محمّد بن مروان ، آخرين خليفه اموى ، است .