قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

950

تاريخ الفي ( فارسى )

را در قلب لشكر جاى داد ، جناح ميمنه بر عبد اللّه بن مسعود قرار گرفت ، و جناح ميسره را نخلة بن عبد اللّه تصاحب كرد . چون فريقين به هم رسيدند عفوف بن ضبعان كلبى از لشكر شام بيرون آمده در ميان هر دو صف بايستاد و آواز بركشيد كه : اى شيعهء ابو تراب و اى لشكر مختار كذّاب و اى دوستان اشتر مرتاب ! هركه از شما متّصف به شجاعت باشد به مبارزت من بيرون آيد . پس ، از سپاه عراق احوص بن شدّاد همدانى در برابر او رفت . بعد از مقالات بسيار كه ميانهء ايشان واقع شد احوص از عوف پرسيد : نام تو چيست ؟ گفت : مرا نازل الابطال مىگويند - يعنى : فرود آورندهء شجاعان . احوص گفت : عجب حالتى است كه نام من و نام تو قريب به يكديگراند ؛ چرا كه مرا مقرّب الآجال مىخوانند - يعنى : نزديك‌كنندهء مرگ . القصّه ؛ بعد از آن بر يكديگر حمله كردند . احوص چنان شمشيرى بر عوف زد كه بر خاك مذلّت افتاده جان بداد . پس احوص ندا درداد كه : اى قتلهء حسين ! هيچ مبارزى هست ؟ از اين سخن عرق حميّت داود بن عروه در حركت آمده پاى در ميدان نهاد . آخر الامر به ضرب تيغ احوص داود نيز به عوف ملحق شد . و احوص به صف خويش مراجعت نمود . بعد از آن از امراى شام حصين بن نمير سكونى به غرورى هرچه تمام‌تر از سپاه خود جدا شده مبارز طلبيد . از اهل عراق شريك بن جدير ثعلبى بيرون آمده حصين را به صحراى عدم فرستاد . و اين شريك بن جدير از خواص اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بود و در صفّين يك چشم او رفته بود و بعد از فوت امير المؤمنين على در بيت المقدّس به عبادت مشغول مىبود . و چون امام حسين ، عليه السّلام ، شهيد شد شريك با خداى سبحانه و تعالى عهد كرد كه اگر كسى پيدا شود و طلب خون امام مظلوم كند ، هر آينه با او مقاتله كند تا قتلهء حسين كشته شود . بنابراين در اين وقت با ابراهيم اشتر همراه شده حصين بن نمير را به قتل رسانيد . كشته شدن حصين بن نمير موجب ضعف و هراس شاميان گشت . در اين اثنا ابراهيم بن مالك اشتر در ميان هر دو فريق آمده به آواز بلند گفت : اى شيعهء حق و اى انصار دين ! اين لشكر ابن مرجانهء لعين است كه آب فرات از حسين بن على بازداشت . و آن ملعون است كه به حسين بن على پيغام داد كه « تو را امان نمىدهم مگر آنكه به حكم من راضى شوى » و او آن ملعون است كه حسين بن على را ، به نصّ رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، سيّد جوانان بهشت است ، به فرمان او كشتند و فرموده تا ده سوار بر جسد مبارك او تاختند تا مضمحل شد . و اهل بيت نبوّت را همچو اسيران ترك و روم و ديلم از كوفه به دمشق فرستاد . هرگز فرعون با بنى اسرائيل اين ظلم و جور نكرد كه او با اهل بيت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه حقّ سبحانه