قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

736

تاريخ الفي ( فارسى )

جماعتى از دوستان ما مكتوبى نوشته‌اند كه مسلم بن عقيل به كوفه آمده است و به ترغيب او طايفه‌اى از كوفيان با حسين بن على بيعت كردند . چون بر مضمون نامه واقف شدى متوجّه كوفه شو كه امارت اين ديار به تو ارزانى داشتيم . بايد كه مانند كسى كه گم‌كردهء خود طلبد مسلم بن عقيل را طلب كنى ، و چون او را به دست آورى در ساعت به قتل رسانى و سرش جانب ما فرستى . يقين دان هيچ عذرى از تو مسموع نخواهد بود . بايد كه بر اشارت اين امر تعجيل نمايى و توقّف جايز ندارى . و اين مكتوب را به يزيد بن مسلم بن عمرو الباهلى داد تا به عبيد اللّه زياد رساند . چون اين منشور به عبيد اللّه رسيد در ساعت تهيّهء رفتن كوفه نمود . و در آن زمان امام حسين مكتوباتى چند به اهالى بصره نوشته به دست غلام خود ، سلمان نام ، فرستاد و از جملهء آن جماعت كه امام حسين ، عليه السّلام ، به ايشان چيزى نوشته بود يكى مالك بن مسمع ، دوّم احنف بن قيس ، سيم منذر بن جارود ، مسعود بن عمرو ، [ و ] قيس بن هيثم بودند . و مضامين مكاتيب آنكه « شما را به احياء عالم حق و اماتت بدعتها دعوت مىكنم . اگر اجابت كنيد راه راست يابيد » . و بعضى گفته‌اند كه در آن نامه نوشته بود كه « من به جانب كوفه رفتم ، بايد كه شيعيان متوجّه آن جانب شوند ؛ چه سپاه عراق در آن موضع جمع خواهند شد » . چون مكتوب امام حسين ، عليه السّلام ، به اهالى بصره رسيد مجموع آن طايفه در كتمان آن كوشيدند ، مگر منذر بن جارود كه در افشاء آن سرّ سعى نمود ؛ « 1 » چه دخترش در حبالهء نكاح ابن زياد بود . عبيد اللّه از آمدن قاصد خبردار شده فرمود تا سلمان را پيدا كردند و به وعد و وعيد از او اقرار گرفتند كه مولاى او حسين به چه كسان مكتوب نوشته . روز ديگر ابن زياد به استحضار بصريان فرمان داد و به ايشان گفت : رسول حسين به بصره آمده و نامه‌ها آورده و اهل بصره را به بيعت خويش خوانده . من آن شخص را گرفته‌ام و نزد من اقرار كرده كه حسين مكتوب به فلان و فلان نوشته . شما مىدانيد كه من پسر زيادم و در سياست و خون ريختن متابعت پدر مىنمايم ، بلكه از او زيادم . اكنون منشور ايالت كوفه به من رسيده و امير المؤمنين ، يزيد ، مرا فرموده كه به آن جانب روم و مسلم بن عقيل و ساير مردم حسين را به قتل برسانم . من فردا امتثال اشارت امير المؤمنين نموده خواهم رفت و برادر خويش ، عثمان ، را از قبل خويش در اين شهر مىگذارم . بايد كه لوازم اطاعت و حرمت او به جاى آريد و از فرمان او درنگذريد . اگر به سمع من رسد كه فردى از شما قدم از دايرهء اطاعت

--> ( 1 ) . منذر از ترس اينكه نامهء مزبور ساخته و پرداختهء ابن زياد باشد ، دست به افشاى ماجرا زد . در منابع تاريخى ابن زياد شوهر خواهر منذر دانسته شده است .