قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
915
تاريخ الفي ( فارسى )
آمد . آنگاه فرمود تا اعرابى را بياوردند . پرسيد : چه نام دارى ؟ گفت : حميد . گفت : عاقبت ما محمود خواهد بود ان شاء اللّه تعالى . بعد از آن پرسيد : از كدام قبيلهاى ؟ گفت : از بنى تغلب . مسيّب گفت : غالب خواهيم شد ان شاء اللّه تعالى . بعد پرسيد : از سپاه شام چه خبر دارى ؟ گفت : ايشان پنج گروه شدهاند و از همه به شما نزديكتر شرحبيل ذو الكلاع است كه از اينجا تا لشكرگاه او يك فرسخ است . پس مسيب اعرابى را رخصت كرده و مردم خود را به چهار قسمت كرده روان شد . در وقت سحر از چهار جانب لشكر شرحبيل درآمده شمشير در آن جماعت نهاده اكثر ايشان را به قتل رسانيدند و جمعى قليل از دست ايشان خلاصى يافته روى به گريز نهادند ، و هرچه داشتند از اسب و خيمه و ساير اسباب به دست اهل عراق افتاد . پس سپاه عراق بر اسبان اهل شام سوار شده اسبان خود را كوتل « 1 » كرده با غنائم بسيار پيش از طلوع آفتاب مراجعت نمودند و بعد از غروب به ياران خود پيوستند . اما چون اين واقعه به سمع ابن زياد رسيد حصين بن نمير را با دوازده هزار كس به حرب سليمان تعيين نمود . چون حصين به حوالى عين الورده رسيد سليمان نيز لشكر خود را آراسته كرد و ميمنه را به عبد اللّه بن سعد سپرد و بر ميسره مسيّب بن نجبه را قرار داد و خود در قلب سپاه جا گرفت . و ميمنهء لشكر حصين بن نمير به حملة بن عبد اللّه تعلّق داشت و ميسرهء او به ربيعة بن المخارق الغنوى متعلق بود . القصّه ؛ چون روز چهارم شهر جمادى الاولى هر دو فريق به هم رسيدند حصين سليمان را به بيعت عبد الملك بن مروان دعوت كرد و سليمان او را به بيعت امام زين العابدين علىّ بن حسين دعوت نمود و گفت : اى حصين آيا تو نمىدانى كه عبد الملك پسر حكم است و حكم بنابر نفاقى كه با پيغمبر آخر الزمان مىورزيد و انواع بىادبيها [ كه ] نسبت به آن حضرت ظاهر مىكرد حضرت رسالتپناه ، صلّى اللّه عليه و آله ، او را از مدينه اخراج كرده به طايف فرستاد ؟ و مروان كه پدر عبد الملك است در صغر سن با پدر خود در طايف مىبود و كمال عداوت محمّد رسول اللّه را از پدر خود كسب مىنمود و در زمان خلافت ابو بكر و عمر نيز ياراى مراجعت به مدينه نداشت تا آنكه عثمان در ايّام حكومت خويش ايشان را به مدينه آورد و دو دختر خود را به مروان داد و او را وزير خود گردانيد ؟ « 2 » و پيغمبر به كرّات و مرّات حكم را و هركه را از صلب او به وجود آمد لعن مىكرد چنانچه اكثر اصحاب
--> ( 1 ) . كوتل : اسب يدك . - و . ( 2 ) . از جمله مطاعنى كه از طرف مخالفين بر عثمان وارد بود همين اجازهء ورود حكم بن عاص و پسرش مروان به مدينه بود .