قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
730
تاريخ الفي ( فارسى )
و بدان را تقويت مىنمود ، اكنون پسر لعين او مىخواهد كه بىمشورت اهل ملّت و اتّفاق ارباب معرفت متصدّى حكومت و رياست گردد . و ما كه دوستان تو و پدر توايم به حكومت او به هيچ وجه راضى نيستيم و داعيهء آن داريم كه در ركاب تو با دشمنان جنگ كنيم و جان و مال خود را حمايت ذات بىبدل تو گردانيم . پس به جانب مخلصان خود متوجّه شو از روى خوشحالى و سرور ، كه تو امير رشيد مايى و ما بندگان مطيع و فرمانبردار ، تو امام و خليفهء مايى و ما رعيّت و خدمتكار . ملتمس آنكه بر جناح تعجيل متوجّه كوفه گشته پرتو التفات بر حال ما اندازى ؛ چه ، ما اميرى به غير از نعمان بن بشير انصارى نداريم كه تنها در قصر امارت نشسته و هيچ كس از ما با او اختلاط و امتزاج ندارد و در روزهاى عيد و جمعه از خانه بيرون مىآيد و بس . پس اگر تشريف قدوم ارزانى دارى و به اين صوب توجّه فرمايى ما نعمان را از كوفه بيرون كنيم و به استحضار جمعيت و لشكرها سعى نموده روى به شام آريم و به دفع دشمن تو پردازيم . همهء شيعيان اميدوارند كه به واسطهء حضور تو نظامى در امور ملك و ملّت و انتظامى در احوال سپاهى و رعيت پيدا شود . و السّلام » . چون اين مكتوب به امام حسين ، عليه السّلام ، رسيد با رسولان اوّلا از نعم هيچ نگفت « 1 » و جواب نامهء ايشان نيز ننوشت . چون رسولان اهل كوفه دير كردند و بىجواب امام حسين مراجعت نمىتوانستند نمود ، اشراف و رؤساى كوفه بار ديگر بشير بن مسهر صيداوى و عبد الرحمن بن عبيد الأرحبى را به طلب امام حسين فرستادند و با ايشان قريب يك صد و پنجاه مكتوب بود كه اشراف و اعيان كوفه دودو و سهسه و چهارچهار عليحدّه نوشته ارسال نموده بودند و متعاقب ايشان باز هانى بن هانى السبعى ، سعيد بن عبد اللّه الخثعمى رسيدند . هنوز ايشان در مكّه قرار نگرفته بودند كه قيس بن عمرو الحجّاج ، محمّد بن عمير عطّار كه در كوفه اختيار و اقتدار تمام داشتند نامهاى نوشتند « 2 » و در مصاحبت سعيد بن عبد اللّه الثقفى به مكّه فرستادند . و مضامين جميع مكتوبات قريب به مضمون مكتوب اوّل بود . القصّه ؛ چون ارسال رسل و رسائل ساير كوفيان به سرحدّ افراط رسيد ، « 3 » امام حسين در جواب ايشان نوشت كه : « مكاتيب شما رسيد و آنچه از محبّت و اخلاص من در آنجا بود بر آن اطلاع افتاد و انتظام
--> ( 1 ) . يعنى پاسخ مثبت نداد . - و . ( 2 ) . غير از اينها ، شبث بن ربعىّ ، حجّار بن ابجر ، يزيد بن حارث ، يزيد بن رويم ، عروة بن قيس ، عمرو بن حجّاج زبيدى ، و محمّد بن عمير تميمىّ نيز نامههايى جداگانه به امام حسين ( ع ) ارسال داشتند . ( 3 ) . حاملين نامههاى كوفيان به امام حسين ( ع ) در مرحلهء اوّل عبد اللّه بن مسمع همدانى و عبد اللّه بن وال ، در مرحلهء دوّم قيس بن مسّهر صيداوى و عبد اللّه بن شداد و عمارة بن عبد اللّه ، و در مرحلهء سوم هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبد اللّه حنفى بودند .