قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

840

تاريخ الفي ( فارسى )

را [ 116 الف ] برداشت روى به كوفه نهاد . او را منزلى بود در يك فرسخى كوفه . در منزل خود فرود آمد . زن او از انصار بود و اهل بيت را از جان و دل دوستدار . خولى از وى بترسيد و سر امام حسين آورده در تنورى پنهان كرد و بيامد و به جاى خود بنشست . زنش پيش آمد سؤال كرد كه در اين چند روز كجا بودى ؟ گفت : شخصى با يزيد ياغى شده بود به حرب وى رفته بوديم . صاحب كامل گويد كه خولى گفت : اى زن چيزى براى تو آورده‌ام كه موجب غناى دنيا و عزّت است و آن سر حسين بن على است . چون زن اين كلمه را از او شنيد فرياد برآورد و گفت : واى بر تو اى بدبخت ! مردم طلا و نقره مىآرند و تو سر پسر رسول خدا مىآرى و او را موجب عزّت و غنا مىدانى ؟ سوگند به خدا كه بعد از اين سر من با سر تو هرگز در يك فراش نخواهد بود . اين را بگفت و از آن خانه بيرون رفت . راوى گويد كه ديگر هيچ كس از آن زن نشان نداد . امّا چون بامداد شد خولى سر امام حسين را برداشت و پيش زياد آورد و آن بىحيا قضيبى در دست داشت و بر لب و دندان امام حسين مىزد . اتّفاقا زيد بن ارقم كه از كبار صحابهء رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، بود در آن مجلس حاضر بود ، خروش برآورده گفت : اى ابن مرجانه اين چوب بر دهن امام حسين مزن و ترك اين بىادبى كن . به خداى كعبه كه در شمار نمىتوانم آورد كه چند بار ديده‌ام كه رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، بوسه بر اين لب و دندان مىداد . آنگاه به آواز بلند بگريست و حضّار مجلس نيز به گريه درآمدند . ابن زياد در خشم شد و گفت : اى زيد اگرنه آن است كه تو را كبر سن دريافته و خرف شده‌اى ، گردنت بزدمى . زيد بن ارقم از آن مجلس برخاست و گفت : اى گروه عرب حقّ تعالى از شما خشنود مباد كه پسر فاطمهء زهرا را كشتيد و ابن مرجانه را بر خود امير كرديد . پس پسر زياد بگفت : اين سر را پيش لشكر عمر سعد بازبريد و با سرهاى ديگر در شهر درآريد . در شواهد النبوّه آورده كه يكى از ثقات نقل مىكند كه اين حكايت مشهور شده بود كه بعد از مراجعت عمر سعد از كربلا جمعى از اهل قريهء غاضريّه « 1 » به آنجا آمدند ، تنى چند بىسر افتاده ديدند و آواز نوحه و زارى ، بىآنكه كسى را ببينند ، مىشنيدند . آن جماعت جنيان بودند كه بر شهدا نوحه مىكردند و قصايد در مرثيهء ايشان مىخواندند . من از مردى از قبيلهء بنى طىّء كه در غاضريّه مىبود پرسيدم كه به ما به تواتر رسيده كه شما نوحه جنيان را بر امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، شنيده‌ايد ؟ گفتند : آرى . هيچ آزاد و بنده را از اين قبيله نپرسى مگر آنكه تو را از اين معنى خبر دهد . گفتم : من دوست مىدارم كه از تو بشنوم آنچه تو خود

--> ( 1 ) . هر سه نسخه : عارضيّه . غاضريّه يكى از سه دهكدهء نزديك كربلا بود . دو دهكدهء ديگر يكى نينواست و ديگرى شفيّه .