قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

77

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پنجم از رحلت خاتم النبيّين كه سال سيم از خلافت عمر واقع شده ، از تاريخ حبيب السير نوشته مىشود . هرقل نوبتى ديگر لشكرى فراهم آورده دو نفر از بطارقهء روم را ، كه [ يكى ] نوذر و ديگرى سنش نام داشت ، بر آن سپاه سرور گردانيده ايشان را بر محاربهء اهل اسلام تحريص نمود . ابو عبيده و خالد به استقبال آن فرقه شتافته در نواحى مرج الرّوم « 1 » تلاقى مسلمانان اتّفاق افتاد و محاربهء عظيمه دست داد و به يارى حضرت بارى فتح نمودند و امّت حضرت عيسى ، صلوات اللّه عليه ، را انهزام دادند ، چنانچه از لشكر نوذر اثرى نماند و سنش عمرش به آخر رسيده هم در آن معركه كشته شد . چون اين خبر به سمع قيصر رسيد بغايت ترسيد و از انطاكيه كوچ كرده در ظاهر بلدهء رها « 2 » منزل كرد . ابو عبيده و خالد بعد از فراغ از واقعهء مرج الروم عزيمت حمص نمودند و همّت بر فتح آن استوار گماشتند و در آن زمستان در محاصره داشتند و در اوائل نوروز جنگ سلطانى درانداختند و مقارن حال زلزله‌اى عظيم در حمص واقع شد و بسيارى از خانه‌ها منهدم گشتند و از اين راهگذار اركان ثبات متوطّنان آن نيستان متزلزل گشته طالب مصالحه شدند . ابو عبيده به طريقى كه با دمشقيان صلح كرده بود با ايشان نيز مصالحه فرمود و خمس آنچه به طريق مصالحه از ايشان گرفته بودند جدا كرده مصحوب عبد اللّه بن مسعود نزد عمر فرستاد ، آنگاه

--> ( 1 ) . هرسه نسخه : فرح الروم . مرغزارى است نزديك دمشق . مرج يعنى مرغزار . ( 2 ) . رها : شهرى ميان موصل و شام كه امروز به ادسا معروف است .