قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

694

تاريخ الفي ( فارسى )

از عهدهء اين مهم چگونه بيرون آمدى و بعد از خود به كه گذاشتى . در فاتحه و خاتمهء آنچه در ضمير دارى نيك بينديش . معاويه گفت : اى پسر زبير ! اين سخنان بگذار و از شاميان برحذر باش كه اين كلمات از تو نشنوند ، كه ايشان را طاقت استماع اين كلمات نيست . عبد اللّه متأمّل و خائف به منزل خود بازگشت و معاويه در آن چند روز به مكّه اقامت كرد . القصّه ؛ معاويه در آن چند روز كه در مكّه اقامت داشت در صدد صيد كردن دلهاى قريش شده اكثر قريش را صلات گرانمايه داد غير از بنى هاشم كه به ايشان چيزى نداد . عبد الله بن عباس بر اين حال اطّلاع يافته گفت : اى معاويه قريش را رعايت بسيار نمودى و بنى هاشم را چيزى ندادى و محروم گذاشتى . اين معنى از كمال كرم و محاسن شيم تو بعيد و غريب مىنمايد . معاويه گفت : از حسين بن على رنجيده‌ام كه با پسر من بيعت نمىكند . از اين جهت چيزى به ايشان نمىدهم . عبد اللّه گفت : جمعى ديگر هم هستند كه با پسر تو بيعت نكردند و با وجود آن ايشان را عطاها دادى . معاويه گفت : كار حسين ديگر است و آن جماعت ديگر ، كه با وجود آنكه بيعت نكردند از من رعايت يافته‌اند آن منزلت ندارند كه حسين بن على دارد . پس ابن عباس بر سبيل مطايبه گفت : اگر بنى هاشم را از عطاياى خود محروم گذارى من آنچه در شأن تو گفتنى است مىگويم و دلهاى مردم از دوستى و محبّت تو به جانب بغض و عداوت مايل گردانم . معاويه گفت : اى ابن عباس من براى خاطر تو بنى هاشم را خوشنود گردانم و در انعام و احسان ايشان خود را معاف ندارم . پس برحسب وعدهء خويش بنى هاشم را صلات گرانمايه داد و نزد امام حسين بيش از ديگران فرستاد و جانب او را مرجح داشت ، امّا آن‌جناب صلهء او قبول نكرده بازفرستاد . چون معاويه عزيمت مراجعت به جانب شام مصمّم ساخت فرمود تا منبرى بردند و در خانهء كعبه نصب كردند و مردم را منادى كردند كه در حرم حاضر شوند و امام حسين ، عليه السّلام ، با رفقاى ثلثه نيز طلب داشت . چون ايشان حاضر شدند به ايشان گفت : شفقت مرا نسبت به خود مىشناسيد و در اين وقت آنچه امكان داشت از لوازم مروّت نسبت به شما تقصير نكردم و خدمات شايسته به جاى آوردم و صلهء رحم منظور نظر داشتم . اميد دارم كه من بعد از اين معنى روز به روز سمت ازدياد پذيرد . غرض از تمهيد اين مقدّمات آنكه يزيد پسر عمّ شماست . خاطرم مىخواهد كه شما او را به حسب ظاهر خليفه دانيد و در معنى اختيار مملكت در قبضهء اقتدار شما خواهد بود . عبد اللّه زبير گفت : اى معاويه ! يكى از اين سه كار اختيار كن . معاويه گفت : آن كدام است ؟ گفت : اوّل آنكه هيچ‌كس را به خلافت تعيين مكن ، چنانچه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، كسى