قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
690
تاريخ الفي ( فارسى )
چنانچه مقصد تو ايذاء اهل بيت آن حضرت است . تو را از من كه ايمن گردانيده ؟ « 1 » كه همين لحظه مردى در كمين تو باشد و تو را به قصاص برادرم همينجا گردن بزند . معاويه از اين سخنان بسيار ترسيد و هول و هراس بر او غلبه كرد و از روى انكسار و تواضع گفت : اى مادر مؤمنان آهسته باش و بدان كه من برادر تو را نكشتهام و نفرمودهام كه او را بكشند . در زمانى كه او از قبل علىّ بن ابى طالب حاكم مصر بود من عمرو عاص را [ 93 ب ] آنجا فرستادم . او با عمرو و معاوية بن حديج جنگ كرده گرفتار شد . ايشان او را بكشتند . من به قتل او امر نكردهام و همداستان آنها نبودهام . و آنچه مىگويى كه تو را بكشم ، من اين زمان در مدينهء رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، هستم و اين دار الامان است . عايشه گفت : چنين است ، امّا به سمع من رسانيدهاند كه تو برادر مرا و حسين بن على و عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير را كه خواهرزادهء من است تخويف كرده و تهديد نموده . ترا و امثال ترا اين حدّ نباشد كه با اين چهار بزرگ سخن ناصواب گويى . معاويه گفت : معاذ اللّه اى امّ المؤمنين كه بهخلاف رضاى تو از من امرى صادر شود . اين جماعت پيش من عزيزتر از دو ديدهء منند . اگر كسى به يكى از ايشان تعرّض رساند او را در جهان زنده نگذارم ، ليكن پسر خود را وليعهد گردانيدم و اكثر معارف و عموم مسلمانان با او بيعت كردند و به خلافت او رضا دادند ، اين چهار كس مخالفت مىكنند و رضا نمىدهند . تو جايز مىدارى كه بيعتى كه تأكيد يافته و قرار پذيرفته بشكنم ؟ عايشه گفت : من به نقض بيعت يزيد مهمّى ندارم و شكستن پيمان نمىفرمايم ، امّا مىگويم كه با اين چهار بزرگ به رفق و مدارا زندگانى كن و به نرمى با ايشان سخن گوى كه عاقبت اين جماعت در تراضى خاطر تو خواهند كوشيد و در اين مبايعه شرط موافقت به جاى خواهند آورد . زينهار كه در باب ايشان حكمى نفرمايى كه متضمّن مكروهى باشد و مرا به خصمى تو بايد برخاست . اى معاويه خدا را حاضر و ناظر دان و از تنگى لحد و مفارقت اين دنياى غدّار بىمدار بينديش و كارى مكن كه از آن پشيمان شوى . معاويه گفت : آنچه فرمودى قبول كردم و بعد از آن به قول تو كه متضمّن صلاح و نجاح است عمل خواهم نمود . و آنچه از روضة الصفا معلوم مىشود كه عايشه بعد از شنيدن آن خطبهء معاويه كه مشتمل بر تهديد و تخويف اين چهار كس بود به منزل معاويه رفت و اين ماجرا ميانهء ايشان در منزل
--> ( 1 ) . در خصوص ملاقات و مناظرهء معاويه و عايشه ؛ - علّامهء عبد الحسين امينى نجفى ، الغدير ، ترجمهء جلال الدين فارسى ، چاپ سوّم ، تهران هزار و سيصد و شصت و سه هجرى ، ج 2 ، ص 236 به بعد .