قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
59
تاريخ الفي ( فارسى )
مانيد ، و گرنه جزيه قبول كنيد ، و گرنه بر سر شما لشكرى آورم كه موت را چنان دوست دارند كه شما زندگانى را . چون مكتوب به ايشان رسيد بسيار متزلزل شدند و با اين حال اظهار جرأت نموده به عزم حرب خالد لشكرى ترتيب كردند . و در اين ولا خالد حسب الامر صدّيق ، رضى اللّه عنه ، بر بعضى از قلعهها كه در نواحى شام بود استيلا يافت . و يكى ديگر از جملهء وقايع آن است كه در ذيحجه همين سال ابو العاص بن الربيع القرشى الهاشمى ، خواهرزادهء خديجه ، رضى اللّه عنه ، شوهر زينب دختر حضرت رسالت پناه ، صلّى اللّه عليه و آله ، وفات يافت . و يكى آن است كه چون صدّيق ، رضى اللّه عنه ، با مردم حج گزارد و به مدينه آمد ، غزا كردن در خاطر قرار داد ، امّا هيچكس را بدان مطلع نساخته بود . در اين وقت شرحبيل « 1 » آمد و گفت : اى خليفهء رسول ، ميل غزو در خاطر دارى ؟ گفت : آرى ، امّا تو چون دانستى ؟ كه هيچكس را اطّلاع نداده بودم . گفت : من در خواب چنان ديدم كه تو با عساكر اسلام بر قلّهء كوهى برمىآمدى و از آنجا به زمينى نزول مىكردى كه در وى زراعتها و چشمهها و حصارها بود و من مىگفتم كه اى مسلمانان از غزا بازنايستيد كه من ضامن فتحم . من آن را تعبير به قتال روم كردم . صدّيق گفت : چشمت آسوده باد . و فرمود كه : من امرا به سوى شام خواهم فرستاد و با هر يكى لشكر روان خواهم ساخت و به فتح و نصرت الهى واقفم و تو يكى از آن امرايى . بعد از اين صدّيق برخاست و در ميان مردم خطبهاى خواند و گفت : اى بندگان خداى ! از براى غزو روم استعداد لشكر كنيد كه من بر شما امرا خواهم گماشت و روانه خواهم ساخت . مردم جواب برنگفتند . عمر برخاست و گفت : اى معشر اسلام ! چيست كه خليفهء رسول اللّه را جواب نمىدهيد ؟ ابو بكر ، خالد بن سعيد را گفت كه : استعداد كن كه امير لشكر خواهى شد . و او را و برادر او را امير لشكر ساخت . صدّيق چهار امير ديگر اختيار كرد : يكى شرحبيل ، يكى ابو عبيده جرّاح ، يكى يزيد بن ابى سفيان ، و يكى عمرو بن العاص و هريكى را لوايى داد و گفت : چون همه جمع شوند امير همه ابو عبيدهء جرّاح باشد . و از براى هريك لشكرى جدا ساخت و هريكى را زمينى تعيّن نمود . حمص به ابو عبيدهء جرّاح داد ، دمشق را به يزيد ، اردن را به شرحبيل ، و فلسطين را به عمرو بن العاص . امرا در عقب يكديگر به طرف شام شدند و بعد از همه عمرو بن العاص به راه درآمد . و مىگويند با همه هفت هزار مرد همراه بود ، و سه امير باقى به شام درآمدند و به موضع
--> ( 1 ) . مراد شرحبيل حسنه است كه نجاشى وى را به همراهى امّ حبيبه خدمت رسول اللّه ( ص ) فرستاد . وى در خلافت ابو بكر عامل او در بلاد شام تحت امر و نهى خالد بن وليد بود ؛ - مجمل التواريخ و القصص ، ص 262 .