قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
667
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهل و يكم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال قتل حجر بن عدىّ و اصحاب اوست . سبب اين واقعه آن بود كه روزى كه معاوية بن ابى سفيان مغيرة بن شعبه را به امارت كوفه مىفرستاد به او گفت : اى مغيره ! من مىخواستم كه در باب بسيارى از امور كوفه به تو وصيت كنم ، امّا [ به دليل ] اعتمادى كه مرا بر عقل و بصيرت تو است هيچچيز را به تو وصيّت نمىكنم ، ليكن در باب سبّ علىّ بن ابى طالب و مذمّت او و ستايش عثمان بن عفّان و طلب مغفرت از براى او تو را وصيت مىكنم . بايد كه در اين باب كمال سعى و اهتمام به جاى آورده بههيچوجه خود را معاف ندارى و در باب اهانت شيعيان على و اعانت محبّان عثمان بايد كه دقيقهاى فرونگذارى . القصّه ؛ مغيرة بن شعبه قبول اين معنى نموده به كوفه درآمد و هرروز جمعه بر بالاى منبر رفته امير المؤمنين على و بنى هاشم را دشنام دادى و از جهت عثمان آمرزش طلبيدى . و هربار كه مغيره مرتكب اين امر شدى حجر بن عدىّ - كه از اخصّ خواص امير المؤمنين على ، عليه السلام ، بود - به او گفتى : اى مغيره ! مثال شما مردم را خداى سبحانه و تعالى مذمّت و لعنت كرده ، و من گواهى مىدهم كه مقبول شما مردود حضرت عزّت است و مردود شما مقبول درگاه الهى است . مدتى بر اين منوال گذشت كه حجر بن عدىّ در برابر آنچه مغيرة بن شعبه نسبت به شاه ولايت و ساير بنى هاشم مىگفت اضعاف مضاعف به ايشان ناسزا مىگفت ، تا مهم به آنجا كشيد كه روزى از روزهاى جمعه مغيرة بن شعبه بر بالاى منبر رفته خواست به طريق معهود خطبهاى ادا نمايد كه ناگاه حجر بن عدىّ با طايفهاى از اصحاب خويش او را سنگباران كردند . مغيره بسرعت هرچه تمامتر از بالاى منبر فرود آمده به دار الاماره رفت و مبلغ پنج هزار درم به خانهء