قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
656
تاريخ الفي ( فارسى )
و در روضة الصفا مسطور است كه در بعضى روايات وارد شده كه پهلوى قبر حضرت رسالتپناه ، صلّى اللّه عليه و آله ، قبرى جهت امام حسن ، عليه السّلام ، كنده بودند و جنازهء آن جناب را بر سر قبر نهادند . امّا قبل از دفن ، عايشه بر استرى سوار شده به آن موضع آمد و ممانعت نمود . شيعيان امير المؤمنين بنياد غوغا كرده گفتند : اى عايشه ! روزى بر شتر نشسته با امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، جنگ مىكنى و روزى بر استر نشسته بر جنازهء [ نوادهء ] پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، غوغا مىكنى و نمىگذارى كه او را نزد جدّ خود دفن كنند . القصّه ؛ هرچند در اين باب سعى نمودند مفيد نيفتاد ؛ چه مردم به دو فرقه شدند و به جانب هم تير انداختند ، چنانچه چند تير به جنازهء امام حسن ، عليه السّلام ، رسيد . آنگاه امام حسين ، عليه السّلام ، بنابر وصيتى كه سابقا مذكور شد جنازهء آن حضرت را به بقيع برده قريب به موضعى كه مادر امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فاطمه بنت اسد و بعضى از بنى هاشم مدفونند دفن فرمود . و قولى آنكه ، امّ المؤمنين عايشه به دفن امام حسن در حجرهء پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، راضى شد « 1 » امّا سعيد بن العاص كه والى مدينه بود نگذاشت « 2 » ، و جماعتى كه عثمانيه بودند به منع پيش آمدند . و صاحب مستقصى گويد كه در آن زمان امارت مدينه تعلّق به مروان مىداشت و او نگذاشت كه امام حسن را نزد رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، دفن كنند . و ابو حنفيه دينورى در تاريخ خود [ 89 ب ] اين حركت شنيع را به مروان نسبت داده ؛ و اللّه اعلم بمعانى الامور . چون خبر وفات امام حسن ، عليه السّلام ، به معاويه رسيد عبد اللّه عباس در دمشق بود . چون آنجناب به مجلس معاويه آمد [ معاويه ] گفت : يا ابا على شنيدى كه حسن بن على فوت شد و نقد حيات به قابض ارواح سپرد ؟ عبد اللّه عباس گفت : إنّا للّه و إنّا إليه راجعون . و دانست كه غرض معاويه از اين سخن اظهار خوشحالى و شماتت است ، گفت : اى معاويه قبرى كه به مرگ تو مهيا و مقرّر شده به مرگ حسن و غيره مسدود نخواهد شد و تو در عالم تا قيامت بر مسند كامرانى نخواهى ماند . و ما كه اهل بيت محمّديم به مصيبتى از اين عظيمتر گرفتار شدهايم . خداى تعالى از اين مصيبت ما را فراخى كرامت كند ان شاء اللّه . ابن عباس اين سخن بگفت و برخاست و بيرون رفت . معاويه گفت : من به عمر خويش عاقلتر و حاضر جوابتر از ابن عباس كسى نديدهام . « 3 »
--> ( 1 ) . نويرى ( نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 87 ) معتقد است كه عايشه اجازه داده بود امام حسن ( ع ) را كنار مرقد مطهر پيامبر دفن كنند ؛ ولى حقيقت آن است كه عايشه به دليل كينهاى كه از مولا على ( ع ) به دل داشت هرگز چنين اجازهاى را نداده است ؛ - ارشاد ، ج 2 ، ص 175 ؛ مسعودى ، اثبات الوصيّه ، ص . 160 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 225 . ( 2 ) . ابن اثير ( الكامل ، ج 3 ، ص 228 ) معتقد است كه سعيد بن عاص فرماندار مدينه با دفن جسد مطهّر امام حسن ( ع ) كنار مرقد پيامبر مخالفتى نكرد ولى مروان بن حكم و ديگر هواداران بنى اميّه از اين كار جلوگيرى كردند . ( 3 ) . مقايسه كنيد با نهاية الأرب ، ج 7 ، ص 89 .