قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
645
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سى و پنجم از رحلت خير البشر چنانچه از اكثر تواريخ معلوم مىشود وفات عبد الرحمن بن خالد بن وليد در اين سال است . امّا صاحب كامل التواريخ اين واقعه را از جمله وقايع سال سى و ششم شمرده است . به هرتقدير سبب موت عبد الرحمن را چنين آوردهاند كه چون عبد الرحمن بعد از مراجعت از غزوه مصر در نظر اهل شام بسيار عظيم الشأن مىنمود چنانچه اكثر اهل آن ديار به رياست و بزرگى او انقياد و اطاعت مىنمودند و معاوية بن ابى سفيان نيز آثار رشد و نجابت و ميل قلوب خلايق به او مشاهده مىكرد ، بنابراين بسيار انديشناك شد و در كار او تفّكر و تأمل مىداشت تا آنكه رأى او به قتل عبد الرحمن قرار گرفت . بنابراين ابن اثال نصرانى را طلب نموده گفت : اى اثال اگر تو به حيلهاى كه دارى شرّ عبد الرحمن بن خالد را از من دفع كنى من خراج از تو تا زنده باشم نستانم و توليت و خراج حمص نيز به تو ارزانى دارم . ابن اثال قبول اين معنى نموده به حمص مراجعت نمود . تا آنكه عبد الرحمن به حمص رفت و ابن اثال با بعضى از غلامان او همزبان شده شربتى زهرآلود به عبد الرحمن داده كار او را بساخت . معاويه آنچه به ابن اثال وعده نموده بود داد . در اين وقت خالد بن مهاجر بن « 1 » خالد بن وليد در مدينه بود . چون خبر فوت عموى خود شنيد از مدينه به شام آمد . اتّفاقا روزى خالد بن مهاجر با عروة بن الزبير صحبت مىداشتند . در اثناء سخن ، عروه به خالد گفت : ما فعل ابن اثال ! يعنى : چه كرد ابن اثال نصرانى ! چون خالد اين كلمه از عروه شنيد در ساعت از پيش او برخاست و به جانب حمص رفته ابن اثال را به قتل رسانيد .
--> ( 1 ) . نويرى خالد بن عبد الرحمن را به عنوان منتقم خون عبد الرحمن ثبت كرده نه خالد بن مهاجر را .