قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
640
تاريخ الفي ( فارسى )
نامهاى نوشت به زياد بن ابيه كه : از فتوح اين شهرها اموال و غنايم بسيار به دست مسلمانان افتاده با آن اموال چه مىبايد كرد ؟ زياد نامهء او را نزد معاويه فرستاد و استعلام نمود كه : با اين اموال كه حكم عمرو حاصل كرده چه بايد كرد ؟ معاويه به زياد بن ابيه نوشت كه : در جواب نامهء حكم عمرو بنويس كه آنچه از زر سرخ حاصل شده بر دست معتمدان به بيت المال شام فرست و باقى چيزها بر لشكر خود قسمت نما . زياد همين مضمون را بعينه به حكم بن عمرو نوشت . چون نامهء زياد بن ابيه به حكم رسيد برخاست و خطبهاى بليغ و فصيح ادا نموده انواع نعم بارى سبحانه و تعالى ياد كرد و بر مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، درود و تحيّت [ 88 ب ] فرستاد . بعد از آن گفت : اى مردمان ! معاويه فرموده است كه هرچه ما را از غنايم به دست آمده از زر و سيم به بيت المال شام فرستيم . من از مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، شنيدهام كه اگر آسمان و زمين حلقه شود و در گردن مردى افتد كه او از خداى تعالى بترسد ، خداى تعالى او را به لطف خود از آن بلا فرج دهد . پس اگر من به قول رسول خداى تعالى عمل كنم اولىتر از آن است كه به قول زياد بن ابيه و معاويه عمل نمايم . شما غزا كردهايد ، خمس غنيمت از غنايم بيرون كنيد و باقى از آن شما باشد . مردم همه خوشحال شده ، سخن او را چون مطابق حق بود پسنديدند و از آن خمس بيرون كردند و باقى آنچه از اموال باقيمانده بود به مسلمانان گذاشتند . بعد از آن گفت : بارخدايا من غنايم به سويّت و برابرى بر مسلمانان قسمت كردم و من از بنى اميّه ملول شدهام و ايشان هم از من ملول گشتهاند . بارخدايا مرا از ايشان و ايشان را از من باز رهان . اين دعا بگفت و بعد از آن يك هفته بيش عمر نيافت و به رحمت ايزدى پيوست . چون اين خبر به زياد بن ابيه رسيد مردى را بخواند كه او [ را ] غالب بن عبد اللّه الليثى گفتندى و ايالت خراسان به او ارزانى داشت . اين غالب بن عبد اللّه مردى معروف بود و سعادت ملازمت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، دريافته بود . در روز فتح مكّه مقدّمهء لشكر آن حضرت بود . القصه ، چون ايالت خراسان بر غالب مقرّر شد غالب تهيّهء آن نموده روى به خراسان آورد و در مرو چند روز مقام كرد تا لشكر او بياسودند . بعد از آن متّوجه ولايت طخارستان شد و آن ولايت را بگرفت و غنايم بسيار به دست آورده پنج يك از همه بيرون آورده به زياد بن ابيه فرستاد و باقى بر لشكر خود مساوى قسمت نمود . امّا اين غالب بن عبد اللّه را در خراسان دشمنان مستولى قويدست بهم رسيد و ايشان از اطراف و جوانب لشكرها آراسته روى به وى نهادند . غالب زياد بن ابيه را از آنحال اعلام داده از او مدد خواست . زياد بن ابيه ، ربيع بن زياد الحارثى و عبد اللّه بن ابى عقيل الثقفى را ، كه عم حجّاج بن يوسف بود ، با لشكرى عظيم به مدد غالب بن عبد اللّه فرستاد . چون ايشان به دو پيوستند غالب قوّت گرفت و گرد اقاليم خراسان بگشت و بيشتر شهرهاى خراسان را فتح كرد و