قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
51
تاريخ الفي ( فارسى )
قصد خالد به دو گفت اصحاب خويش را جمع كرد و شبيخون بر سر خالد برد و موازى شصت كس از مردم بكشت و خالد خبردار نبود . چون تحقيق كرد و موضع ايشان دانست ، اين خبر به صدّيق نوشت و رخصت طلبيد كه به واسطة الجبال رود و با ايشان مقاتله كند . صدّيق نوشت كه « اوّل به سوى يمامه برو و با مسيلمهء كذّاب قتال كن . » و ديگر [ 6 الف ] از آن وقايع آن است كه سجاحه « 1 » ، دختر حارث بن سويد نصرانى ، از قبيلهء تغلب ، بر ملّت نصارى بود و انجيل بخوانده و بغايت فصيح بود و ميل نبوّت داشت ، ليكن در ايام حضرت رسالت ، صلّى اللّه عليه و آله ، اين دعوى ظاهر نمىكرد . بعد از وفات آن سرور دعوى نبوّت نموده و به قبايل عرب كتابات نوشت ، و پنجاه نماز مىفرمود ، و امر به صوم و صدقه مىكرد ، و خمر و خوك بر ايشان مباح مىساخت . جمعى چند به او ميل كردند . پس به باديه درآمد و سخنى چند بر قوم خود القا كرد و گفت : اين وحى است . و آن سجع اين است كه : اعدّوا الرّكاب ثمّ اغروا على الرباب فليس دونهم حجاب . يعنى : آماده سازيد ركاب [ را و ] بدوانيد از براى غارت و برويد بر سر رباب كه جبرئيل ميان شما و آ [ نا ] ن حجاب نيست . و بنى رباب بسيار كشته گشت . بعد از آن اصحاب او به گفتند : ما را اولى آن است كه اوّل با اصحاب محمّد جنگ كنيم . گفت : انتظار وحى مىكشم . هم در آن شب اين بساخت : عليك باليمامة و دفوا دفيف الحمامة فإنّها عروت حراته لا يلحقكم بعدها ملامة . و با قوم خويش متوجّه يمامه گشت . مسيلمه چهل كس از اصحاب خويش به جانب سجاحه فرستاد تا معلوم كند مطلوب او چيست . سجاحه گفت : خداوند وحى فرستاده . و آن سجعهاى بافته بر ايشان خواند . رسل مسيلمه اين خبر به مسيلمه بردند . دانست كه او نيز كذّاب است ، و ليكن چون خوفى از لشكر اسلام داشت ، خواست با او مشاهده [ ملاقات ] كند و با هم متفق شوند . باز رسول به سوى او روانه كرد و گفت : بدان كه حقتعالى وحى به سوى محمّد فرستاده بود و مرا به او شريك ساخته « 2 » و نصف زمين به من داده ، حاليا چون وحى به تو فرستاده ، چارهاى از انقياد نيست ، چون رسل من به خدمت تو مشرّف شوند زود با خواص خويش متوجّه شوى تا كلام تو بشنوم و همهء ارض ميان من و تو بطريق مناصفه باشد ؛ چنان كه در ايّام محمّد با محمّد بود .
--> ( 1 ) . مقدسى مىنويسد : شوهرش ابو كحيله نام داشت و كاهن يمامه بود . . . و سجاح زن را در گرفتن دو شوهر آزاد مىدانست كه برابر نيمى از اختيارات مرد است ؛ آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 175 . لقب وى امّ صادر ، زنى زيبا و شاعر و سخنگو بود . پس از ارتداد دوباره اسلام آورد و در آرامش زيست ؛ - الأعلام م ، ج 3 ، ص 122 ؛ تاريخ پيامبران دروغين ، ص 96 به بعد . ( 2 ) . دليل مسيلمه بر شراكت وى در امر نبوّت با رسول اللّه ( ص ) اين بود كه پيامبر فرموده بود : « او [ - مسيلمه ] در ميان شما [ - قبيله وى ] بد نيست . » ؛ - آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 171 ؛ سيرت رسول اللّه ، ج 2 ، ص 1026 و 1058 .