قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

598

تاريخ الفي ( فارسى )

امّا شيخ حسين خوارزمى مىفرمايد كه جهاد ما آن است كه خانهء دل محدود به چهار حدّ را وقف محبّت او سازيم و هرگز به ملاحظهء كسى ديگر نپردازيم و در حريم حرم يار بار اغيار ندهيم . و قضيهء مرضيهء لا تدخل الملائكة فى بيت فيه كلب او صورة كلب ، يعنى داخل نمىشود ملائكه در خانه‌اى كه در آنجا سگ بوده باشد يا صورت سگ يعنى تماثيل باشد ، را نصب عين سازيم ، و اين منزل پرنور و محل سرور را جاى ستور نكنيم . ذكر شمّه‌اى از مناقب امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب در مقصد اقصى آورده كه چندان احاديث و روايات در باب فضايل ذات و مكارم صفات اسد اللّه الغالب علىّ بن ابى طالب وارد است كه طاقت بشرى از شمار آن به عجز معترف . عيسى بن عبد اللّه از پدر خود نقل مىكند كه مردى با ابن عباس گفت : سبحان اللّه چه بسيار است مناقب امير المؤمنين على كه من گمان مىبرم كه سه هزار منصب داشته باشد . ابن عباس گفت : من گمان مىبرم كه سىهزار . و از جملهء احاديث حديث خيبر است كه در صحاح سته مسطور است و مجمل آن قضيه آن است كه در غزوهء خيبر پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، روز اوّل رايت را به ابو بكر صدّيق داد . منهزم بازگشت . روز دوّم به فاروق داد . او نيز هزيمت يافته بازگشت . مردم را بددلى سر كرد و مردم او را به بدى نسبت كردند . امّا رسول ، عليه السّلام ، از اين معنى غمگين شد و فرمود : لا عطينّ الرّاية غدا رجلا كرّارا غير فرّار يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله لا يرجع حتّى يفتح اللّه على يديه . « 1 » يعنى : فردا رايت را به مردى دهم كرّار [ غير ] فرّار كه خدا و رسول خدا را دوست دارد و خدا و رسول خدا او را دوست دارند و او از جنگ بازنگردد تا حقّ سبحانه و تعالى بر دست او فتح كند . پس بعضى قريش گفتند كه يقين مراد پيغمبر علىّ بن ابى طالب نيست ، كه او را درد چشم به حدّيست كه جاى پاى خود نمىبيند . چون امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، اين گفتار بشنيد گفت : اللهمّ ما اعطيت لا يمنعه احد و ما منعت لا يعطيه احد . يعنى : اى خداوندا چيزى را كه تو دهى هيچ‌كس منع نتواند كرد و چيزى كه تو منع مىكنى هيچ‌كس نتواند داد . چون روز ديگر خسرو سياره علم زريّن از گوشهء ميدان مشرق برافراشت ، صحابه پيش رسول ، عليه السّلام ، جمع شدند . سعيد خدرى گويد من در آن روز برابر هردو چشم رسول ،

--> ( 1 ) . صورت صحيح حديث اين‌چنين است : لاعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله يفتح اللّه على يديه ، ليس بفرّار ؛ - صحيح بخارى ، احاديث چهار هزار و سيصد و شصت و پنج و سه هزار و چهارصد و شصت و شش ؛ صحيح مسلم به شرح نووى ، ج 15 ، ص 176 .