قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

48

تاريخ الفي ( فارسى )

جاهليت و اسلام ، [ و ] در عهد بنى طىّ بودند ؛ يكى را جديله گفتند و يكى را غوث ، و جماعت بسيار داشتند . صدّيق عدىّ بن حاتم را برسالت نزد خالد فرستاده گفت : سعى كن بنى طىّ و آن دو قبيله را كه حليفان ايشانند در اسلام درآورى . عدىّ برفت و آن قبايل را دلالت كرد . او را اجابت كردند . و چون نزد خالد سه روز درنگ كرد ، روز اوّل از آن قبايل پانصد كس نزد خالد آمدند و روز ديگر هزار مرد بيامدند . پس همهء بنى طىّ باز مسلمان شدند و لشكر خالد قوّت گرفت . پس خالد به جانب طليحه روان گشت . طليحه در بزاخه بود ؛ كه آبيست از [ 5 ب ] آبهاى بنى اسد . صدّيق ، رضى اللّه عنه ، از براى تقويت لشكر اسلام و خوف اعدا چنين ظاهر كرد كه : من خود با بقيهء لشكر از جانب خيبر به ايشان خواهم پيوست . و چون طليحه نماز و زكات را از مردم بازداشته بود و ربا را حلال انگاشته ، مردم بسيار بر او گرد آمده بودند و عمرو بن معدى كرب با بنى اسد « 1 » ، عيينة بن حصين با بنى فزاره « 2 » به او ملحق شده بودند و مىگفتند ما با ابو بكر متابعت نمىكنيم . القصّه چون خالد نزديك ايشان رسيد عكاشة بن محصن و ثابت بن اقرم « 3 » را از براى تجسّس فرستاد . چون ايشان به لشكرگاه طليحه و برادرش سلمه به جاسوسان رسيدند سلمه بر ثابت حمله آورد و او را شهيد كرد ، و طليحه بر عكاشه حمله آورد . عكاشه بر او غلبه كرده ، طليحه فرياد برآورد كه : اى سلمه ، مدد كن كه اين مرد مرا فرومىبرد . پس باتّفاق ، هردو ، عكاشه را شهيد كردند . چون اين خبر به خالد رسيد او و لشكرش بسيار آزرده شدند . بعد از آن خالد با لشكرش به جانب طليحه رفت . چون هردو لشكر برابر شدند ، طليحه گفت : هذا جيش ابى الفضل . يعنى : اين سپاه ابى الفضل است ؛ يعنى بر خالد استهزا مىكرد . مردى از طيىء گفت : و اللّه كه او با تو چندان حرب كند كه تو او را ابو الفضل تمام بخوانى . پس روز ديگر هردو لشكر به حرب بايستادند . همه روز عيينة بن حصين با بنى فزاره حرب مىكرد و طليحه گليمى بر سر خود كشيده بود و بر در خيمه نشسته ، عيينه را گفت : تو حرب كن كه من انتظار دارم كه جبرئيل با ملائك به تصرّف شما مىآيند ؛ چنان كه محمّد را آمدى .

--> « در عربى آن را طيىء گويند . » - و . ( 1 ) . بنى اسد : از قبايل عرب عربستان شمالى ، منسوب با كنانه . سران بنى اسد در سال نهم هجرى اسلام آوردند ، ولى بعد از رحلت رسول اللّه ( ص ) مرتد شدند ، و در سال يازدهم هجرى خالد بن وليد آنان را دوباره مطيع اسلام كرد . ( 2 ) . بنى فزاره : از قبايل عرب شمالى ( عدنانى ) كه در بطن بزرگى از غطفان بوده است . ( 3 ) . هرسه نسخه : ثابت ابن اقدام ؛ مراد « ثابت بن اقرم بن ثعلبه عجلانى بلوى » است كه از هم‌پيمانان انصار بودند . ارقم همان كسى است كه در روزهاى سخت رسول اللّه ( ص ) در خانهء خود را در مكّه به روى وى و يارانش بازگذاشت .