قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

554

تاريخ الفي ( فارسى )

چون [ مالك اشتر ] از عالم رفت و امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، به حرب خوارج مشغول شد معاويه فرصت غنيمت دانسته عمرو عاص را بنابر آنكه وعده مصر داده بود با شش هزار سوار به تسخير ولايت مصر فرستاد . چون معاوية بن حديج « 1 » - كه از خواص معاويه بود قبل - از اين در مصر مقام داشت ، مكتوبى به او نوشت كه : در نصرت عمرو عاص دقيقه‌اى فرو مگذار . « 2 » پس عمرو عاص متوجّه مصر گرديد و عبد الرحمن بن ابى بكر نيز همراه عمرو عاص بود . چون به آن حدود رسيد مردم پيش محمّد بن ابى بكر جمع شدند . محمّد بن ابى بكر گفت : اى اهل مصر بدانيد كه قومى كه آتش فتنه را برمىافروزند و خرمن آخرت به آتش عداوت مىسوزند اعلام مخاصمت برافراشته‌اند و لشكر بر سر متابعان اهل حق آوردند ، هركه در طلب غفران و در آرزوى روضهء رضوان است بايد كه طريق مجاهده فى اللّه را فرو نگذارد . و فرمود كه مردم پيش كنانة بن بشر جمع شوند . پس مقدار دو هزار كس اجابت كردند . لاجرم محمّد با دو هزار سوار بيرون آمد و كنانه را مقدّمة الجيش ساخت . چون عمرو عاص نزديك آمد اندك‌اندك لشكر مىفرستاد و كنانه ايشان را منهزم مىساخت و باز عمرو مدد مىفرستاد و عمرو را نيز از معاويه مددى تازه مىرسيد . عاقبة الامر معاوية بن حديج به حرب كنانه درآمد و چندان جنگ كرد كه كنانه كشته شد . و در مقصد اقصى آورده كه اين كنانه پسر كنانة بن خديج بود و در حالت مقاتله كنانه را پدرش بكشت و گفت : اگر تو از قتلهء عثمان نمىبودى تو را نمىكشتم . و به قتل كنانه محمّد بن ابى بكر ضعيف شد از آنكه قوّت بازوى محمّد بن ابى بكر ، كنانه بود . القصّه ؛ بعد از قتل كنانه محمّد بن ابى بكر كس فرستاد و از امير المؤمنين على مدد طلبيد . امير المؤمنين در ميان قوم برخاست و گفت : اى اهل كوفه ! كسى از مصر آمده كه ابن نابغه - كه دشمن خدا و دشمن اولياء اوست و دوست دشمن حق سبحانه و تعالى - به جنگ برادران شما از اهل مصر آمده است . روا مداريد كه اهل بطالت را بر ضلالت اجتماع بيش از اهل حق باشد . پس تعجيل نماييد به نصرت ايشان كه ولايت مصر بهتر از شام است و لشكر او بسيار و خير و منافع او بيشمار . اگر مصر در دست شما باقى ماند سبب عزّت شما و موجب كسر اعداست . چون امير المؤمنين از اين كلام فارغ شد اهل كوفه تمام آواز بر آوردند كه : يا امير المؤمنين ! فردا على الصّباح همه بيرون مىآييم و به هرجا كه امر فرمايى از سر قدم ساخته مىرويم . پس

--> ( 1 ) . برخى از منابع نام وى را معاوية بن حديج و برخى معاوية بن خديج ضبط كرده‌اند . در سراسر كتاب حاضر نيز هردو ضبط آمده بود ، اما بر پايهء اعلام زركلى همهء موارد يكنواخت شد . - و . ( 2 ) . معاويه نامه را توسط مردى به نام سبيع به معاوية بن حديج و مسلمة بن مخلّد انصارى فرستاد ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 221 .