قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

45

تاريخ الفي ( فارسى )

از تأمّل حكم كرد كه بند از وى و ساير اشراف قبيلهء كنده برداشتند و خواهر خود را به او عقد بست . « 1 » نقل است كه او را از امّ فروة چند پسر شد : محمد ، اسمعيل ، اسحق و جعده . به‌واسطهء اين مصاهرت ، اشعث نزد صدّيق اعتبار بسيار داشت و در مدينه اقامت نمود و در [ 5 الف ] زمان خلافت عمر به جانب شام رفت . ذكر بيعت نمودن علىّ مرتضى با ابو بكر به صحّه پيوسته كه تا فاطمهء زهرا ، عليها التّحيّة و الرّضوان ، در حيات بود ، على با ابو بكر بيعت نكرد و چون فاطمه به دار بقا رحلت نمود على به نزد ابو بكر فرستاد و از وى استدعا نمود كه تنها به خانهء وى آيد ؛ كه مكروه داشت كه عمر حاضر باشد . عمر گفت : تنها به خانهء على نرو . و ابو بكر نشنيد و تنها به خانهء على آمد . و بعد از ملاقات ، على از حمد و ثناى خداوند تعالى و درود به محمّد مصطفى ( ص ) [ آغاز كرد و ] فضيلت ابو بكر را بيان فرمود و عذر خود را در تأخير مبايعت [ بيان ] نمود و واضح ساخت و گفت : تعلل من در امر بيعت با تو از روى حسد نبود ، بلكه براى آن واقع شد كه تو با ما در آن باب هيچ مشورت ننمودى و اعتبار از ما نگرفتى ، و حال آنكه ما را به‌واسطهء قرابت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، در آن امر دخلى و نصيبى بود . و از اين نوع سخنان وفق‌آميز و كلمات صلح‌انگيز مىگفت و پيغمبر ، صلى اللّه عليه و آله ، را ياد مىفرمود تا اشك از چشمان ابو بكر روان شد و به معذرت درآمد و گفت : به خدائى كه نفس من به يد قدرت اوست ، كه پيوستن به آل رسول و نيكوئى كردن با ايشان نزد من احبّ است از پيوستن و نيكوئى كردن با اقارب خويش . و عذر مضايقه كه در اموال فدك « 2 » از وى به فاطمهء زهرا ، رضى الله عنها ، واقع شده بود بيان فرمود . آنگاه على گفت : نماز پيشين به مسجد خواهم آمد تا بعد از اداى نماز سلسلهء مبايعت را با تو استحكام دهم . « 3 » چون ابو بكر نماز پيشين گزارد ، بر سر منبر درآمد و بعد از حمد و ثناء و تشهّد و درود بر پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، فضل و شرف على را تعداد نمود و عذر او را در تخلّف از بيعت ذكر نمود و وى را در آن امر معذور داشت ، پس استغفار كرد و فرود آمد . بعد از آن على برآمد بر منبر و خطبه‌اى مشتمل بر حمد و ثناء و تشهّد و درود بخواند و تعظيم حق ابو بكر نمود و عذر خود را چنان كه با ابو بكر گفته بود ، باز على ملأ النّاس اعاده نموده با ابو بكر بيعت

--> ( 1 ) . ماجراى اسراف اشعث در پى كردن شتران مدينه جهت تهيّهء وليمهء عروسى در اكثر كتب تاريخى صدر اسلام آمده است . ( 2 ) . فدك : قريه‌اى در حجاز كه از آنجا تا مدينه دو روز راه است . ( 3 ) . اگرچه امر بيعت امير المؤمنين على ( ع ) با ابو بكر و دو خليفهء بعد از او به اعتقاد ما شيعيان بعيد و غيرممكن است ، قدر مسلّم اين است كه خيرخواهى على ( ع ) براى امّت و بيمى كه از تفرقهء مسلمانان داشت ، مانع از تأخير در بيعت مىشد .