قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

512

تاريخ الفي ( فارسى )

در بوتهء مجاهده و رياضت مىگداخت - به مقابلهء آن شامى بيرون رفت . شامى چون او را بديد به اين صفت ، از روى تعجّب گفت : نديدى كه با ديگران چه كردم ، كه قصد هلاك خود كردى ؟ عقبه گفت : اى ملعون ! جگرهاى ما به قتل خزيمه سوختى . از تو چرا باك دارم ، كه افضل موت شهادت است كه در خدمت امام المتّقين علىّ بن ابى طالب ، عليه السّلام ، دريابم . پس بر شامى حمله كرد و ضربتى بر ران آن ملعون زد و بعد از آن تيغى بر سرش زد و كارش تمام ساخت . و خلق تكبير گفتند و تعجبها نمودند كه با وجود ضعف بر خصمى چنان قوى غالب آمد . بعد از آن لشكر طرفين درهم آويختند و جنگ سخت درگرفت و ساعت بساعت آتش نبرد از باد حملهء دليران بيشتر بر بيشتر مىشد تا پردلان را كار از تيغ و سنان به مشت و گريبان رسيد و خون چون رود جيحون در فراز و نشيب كوه و هامون روان گرديد . القصّه ؛ تمامى آن روز جنگ قائم بود بلكه زمان زمان صعوبتش مىافزود تا آنكه شب نيز دست از يكديگر بازنداشتند و به ضرب تيغ درخشان و سنان جان‌ستان همّت بر انهدام بناى حيات يكديگر گماشتند و نمازها را آن شب و روز به ايما ادا كردند . در حبيب السير مسطور است كه در اين شب كه عبارت از « ليلة الهرير » « 1 » است از ثقات مرويست كه هركس را حيدر كرّار از ضرب ذو الفقار از پاى درآوردى تكبير گفتى . و يكى از مخصوصان معاويه كه حساب تكبيرات آن حضرت را نگاه مىداشت ، روايت كرده كه چون روز شد عدد تكبيرات به پانصد و بيست و سه رسيده بود . و در مستقصى از ابى سعد السّمعانى مرويست كه معاويه گفت كه در ليلة الهرير علىّ بن ابى طالب به نفس خود زياده از نهصد كس را به قتل رسانيده . و در روضة الصفا و تاريخ ابن اعثم كوفى آورده كه در ليلة الهرير ، در اثناء داروگير ، پيران شام نوحه و بيقرارى آغاز كردند و به زبان تضرّع و زارى مىگفتند كه اى اهل عراق ، از خدا بترسيد و در اين معدودى چند كه از چندين هزار مانده ترحّم نماييد و بر عيال و اطفال ما ببخشاييد و دست از قتال كوتاه فرماييد . امّا هيچ فايده‌اى بر اين سخنان مترتّب نگرديد و همچنان ضرب قائم بود ، تا آفتاب رايات نورافشان برافراشته عالم را روشن گردانيد . و در كتاب مناهج السالكين آورده كه در ليلة الهرير سى و سه هزار نفر از طرفين به قتل آمدند . و در فتوح ابن اعثم كوفى سى و شش هزار تعيين نموده . و در مستقصى چنين آورده كه در

--> نخيله را لشكرگاه خود ساخت عقبه را به جاى خود بر ولايت كوفه گماشت ؛ - پيكار صفين ، ص 169 . ( 1 ) . هرير به معنى زوزهء درندگان است . وجه تسميهء آن اين بوده كه در آن شب جنگجويان بشدّت بر هم مىخروشيدند . استاد پرويز اتابكى ، ليلة الهرير را « شب غوغايى » ترجمه كرده‌اند ؛ - پيشين ، ص 652 . ليلة الهرير ضرب المثل سختى جنگ است .