قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
482
تاريخ الفي ( فارسى )
خويش به گورستان آمدهاند ، و در كشتن ايشان از خداى تعالى مدد خواهيد . القصّه كه ذو الكلاع اين نوع سخنها مىگفت و لشكرها روى به يكديگر مىآوردند و مستعدّ جنگ مىشدند و تا آنوقت چند چوبه تير از لشكر امير المؤمنين به ذو الكلاع زدند . ذو الكلاع ترك آن سخنها نمود و جنگ اشتداد يافت . در اين اثنا ابو جهمة الاسدى از لشكر امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بيرون آمد و بر لشكر شام حمله كرد و ساعتى مبارزت نمود و جنگ نيكو بكرد و بازگشت . و اين ابو جهمة ، كعب بن جعيل « 1 » را - كه شاعر معاويه بود - بسيار هجو كردى و در افواه خلق انداختى و مىگفتى اين هجو [ را ] نجاشى ، شاعر امير المؤمنين على ، كرّم اللّه وجهه ، كرده و كعب بن جعيل از اين جهت دايما كينهء نجاشى در دل مىداشت تا در اين روز كعب مسلّح و مكمّل بيرون آمد و نجاشى را به ميدان طلبيد و گفت : تا كى مرا هجو كنى ؟ اگر مردى به ميدان بيرون شو تا جواب بشنوى ؛ كه جواب مردان به شمشير باشد نه به زبان . « 2 » نجاشى چون سخن كعب را شنيد در ساعت سلاح پوشيده بيرون آمد و بعد از كوشش جانبين نجاشى نيزهاى به كعب رسانيد كه او از آن جراحت سخت نالان بازگشت و مدّتى در رنج آن جراحت بود تا بمرد . در اين اثنا دو سوار امرد از لشكر امير المؤمنين بيرون آمدند و بر لشكر شام حمله كردند و صفوف لشكر را شكافته خود را به سراپردهء معاويه رسانيدند و در آنجا جنگهاى سخت كردند . عاقبة الامر همانجا به عزّ شهادت فايز گشتند . بعد از آن عبد اللّه بن جعفر طّيار « 3 » برادرزادهء امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بيرون آمده محبّان و شيعيان خود را آواز كرد . قريب هزار سوار بر او گرد آمدند . فرمود : من بر لشكر شام حمله مىكنم ، موافقت نماييد . همه به سمع طاعت اجابت نموده يكدفعه بر لشكر شام حمله كردند . ميانهء ايشان جنگ محكم در گرفت . و ياران عبد اللّه بن جعفر از مركب پياده گشته ، زانو بر زمين نهاده كارزارى كردند كه در هيچ زمان كسى مثل آن جنگ نشان نداده [ بود ] ، و خلقى بسيار از لشكر معاويه كشته شد . پس عبد اللّه جعفر با قوم خود بازگشت و به خدمت امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، آمد . در مقصد اقصى آورده كه روز نوزدهم از اصحاب معاويه عثمان بن وايل الحميرى كه او را با برادر [ ش ] هريكى را مقابل صد سوار نامدار مىدانستند و معاويه در كارهاى سخت بر
--> ( 1 ) . وى كعب بن جعيل الغلتبّى ابن قمير بن . . . تغلب بن وائل است . براى مطالعه شرح حال وى - خزانة الأرب ، ج 1 ، ص 458 . ( 2 ) . مىتوانيد رجزهاى اين دو شاعر را در پيكار صفين ( ص 495 ) بخوانيد . ( 3 ) . وى برادر مادرى محمّد بن ابى بكر بود . مادر آن دو اسماء ، دختر عميس بن نعمان ، بود كه نخست همسر جعفر بن ابى طالب بود . پس از آن همسر ابو بكر صديق شد و محمّد را به دنيا آورد . اسماء پس از مرگ ابو بكر همسر على ( ع ) شد .