قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
465
تاريخ الفي ( فارسى )
مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، على را گفت : اى على من و تو از يك طينتيم تا به آدم ، عليه السّلام . عمرو گفت : من اين سخن از حضرت مصطفى شنيدم و بر آن انكار ندارم . معاويه گفت : پس او چگونه پسر عمّ تو باشد ؟ و حال آنكه طينت و رفعت درجهء او اين است و پدر او مهتر بنى هاشم بود و پدر تو قصّابى بود از قريش . عمرو گفت : اين بازى و مطايبه نيست كه مىكنى . و اللّه اى معاويه كه اين سخنان كه مرا گويى از زخم شمشير دردناكتر است . آرى اگر من از نامه و پيغام تو بينديشيدمى و نزديك تو نيامدمى و دين خويشتن به دنياى تو نفروختمى و براى رضاى تو خود را در چنين رنجها و شدّتها نينداختمى و در خانهء خويشتن فارغ و خوشدل بنشستمى ، امروز مرا از تو چنين سخنها نمىبايست شنيد و اين شدايد و مكايد نمىبايست كشيد ، و ليكن دير است كه گفتهاند خود كرده را چه تدبير . چون تيشه به پاى در زنى درد آيد . چون خود زده باشى بريدن مىشايد . چون معاويه ديد كه عمرو تاب مطايبه ندارد و موجب آزار مىشود ترك آن شيوه نموده در دلدارى او كوشيد . در كشف الغمّه آورده كه در يكى از ايّام صفّين كه حضرت مقدّس امير المؤمنين معاويه را به مبارزت دعوت مىفرمود ، بسر بن ارطاة ، كه به شجاعت مشهور بود و از غايت شرارت و عداوت اهل بيت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، غلوّ مىنمود ، جهت قتال آن حضرت به ميدان شتافت و امير المؤمنين بر او حمله كرد . از ترس خود را بر قفا انداخت و تقليد عمرو عاص كرده هردو پاى خود را برداشت تا عورتش برهنه شد ، لاجرم امير المؤمنين و امام المتّقين او را همچنان گذاشته بازگشت و بسر سراسيمه برخاسته خود از سرش افتاد . مردم او را شناختند و آواز برآوردند : يا امير المؤمنين ! اين بسر بن ارطاة است . آن حضرت فرمود : بگذاريد او را ، كه لعنت خداى تعالى بر وى باد . معاويه در خنده شد و گفت : باك مدار اى بسر كه عمرو عاص را نيز مثل اين قضيه روى نمود . و در مقصد اقصى آورده كه روز هشتم همّام بن قبيصه « 1 » پهلوانى نامدار بود از اهل شام و كشته شد . كيفيت قتل او آنكه به مبارزت بيرون بيامد و رجزى در صفت جلادت خود بخواند و مبارز « 2 » خواست . عدىّ بن حاتم بيرون آمد و به زبان تيغ آبدار جواب آن رجز و جزاى اعمالش در كنار نهاد . « 3 » چون او مقتول شد قوم او هزيمت نموده پناه به معاويه بردند .
--> ( 1 ) . وى سردارى پيادگان بنى قيس دمشق را بر عهده داشت و نيز پرچمدار هوازن بود . ( 2 ) . هرسه نسخه : مبارزت . - و . ( 3 ) . عدىّ بن حاتم موقع حمله بر همّام اين رجز را مىخواند : « اى آنكه عربده مىكشى و بانگ برداشتهاى . اگر در صحنهء پيكار هماوردى مرا مىخواهى ، نزديك آى تا ضرب شست خود را نشانت دهم . من جان و مال و خاندان و همسرم را فداى على مىكنم . » ؛ - پيكار صفين ، ص 544 .