قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
36
تاريخ الفي ( فارسى )
كذّاب . « 1 » و شرح اين در مقصد اول از كتاب در ذكر وقايع سال يازدهم از هجرت مذكور خواهد شد . ( ذكر ارتداد بنى يربوع ) « 2 » ارباب سير و تواريخ ، رحمهم اللّه تعالى ، آوردهاند كه چون خالد از مهم طليحه فراغت حاصل كرد بفرمودهء صدّيق متوجّه موضع بطاح « 3 » شد و مالك بن نويره « 4 » را كه از قبل رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، امارت آن ناحيه و اخذ صدقات بنى يربوع به او تعلّق داشت در حين ارتداد عرب تردّدى در اسلام پيدا شده بود . چون خالد به نواحى بطاح نزول كرد لشكر خود را متفرق ساخت تا معلوم كند كه شعار اذان و اقامت جماعت در ميان آن جمع هست يا نه . و گويند از جمله وصاياى صدّيق به سرايا كه بر سر جماعت مرتدين ارسال مىكرد ، اين بود كه چون به ساحت قومى نزول كنيد شما سنت اذان و اقامت به جاى آريد . اگر آن قوم در آن امر متابعت شما كنند تعرّض به ايشان منمائيد ، و الّا غارت كنيد . و اگر اجابت به اسلام كنند پرسيد از ايشان ، اگر اقرار به زكات كنند اسلام از ايشان قبول كنيد و اگر ابا نمايند غارت نمائيد . القصه لشكر خالد برفتند و طايفهاى را از بنى ثعلبة بن يربوع اسير ساخته به نزد خالد آوردند مالك بن نويره از آن ميان بود . اصحاب خالد در باب آن جماعت دو فرقه گشتند . بعضى گفتند اذان و اقامت در ميان ايشان مسموع شد و نماز گزاردند و ابو قتادهء انصارى « 5 » از آن جمله بود . و جمعى از اعراب بر خلاف اين گواهى دادند . خالد فرمود تا اسيران را نگاهدارند . شبى از شبها بغايت سرد بود . منادى را ندا كرد « ادفئوا اسراءكم » و مقصود خالد آن بود كه اسيران را گرم نگاهداريد ، « 6 » و ليكن اين عبارت را قبيلهء بنى كنانه كنايه از قتل مىداشتند . جمعى كه محافظت اسيران مىنمودند كلام منادى را حمل بر معنى كنايتى كرده مالك را به قتل رسانيدند و غوغاى عظيم در لشكر خالد افتاد .
--> ( 1 ) . مسيلمه : كنيهاش ابو ثمامه بود . مردى بود كه اندكى شعبده مىدانست و پيش از هجرت دعوى پيامبرى داشت و « رحمان اليمامه » ناميده مىشد . افرادى را به مدينه مىفرستاد تا قرآن را بشنوند و بازگردند و بر مردم بخوانند ؛ - آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 170 . ( 2 ) . ق : مطلب بين ( ) را ندارد . ش : ( ذكر قتل مالك بن نويره بر دست خالد ) . ( 3 ) . بطاح : منزلى در سرزمين قبيلهء بنى اسد كه جنگ خالد بن وليد با مالك بن نويره در آنجا اتفاق افتاد . ( 4 ) . مالك بن نويره كنيهاش ابى حنظله و ملقّب به الجفول ، صحابى رسول اللّه ( ص ) بود . در عهد جاهليت از اشراف و شاعران و از بزرگان قوم خود بود و سپس اسلام آورد . ( 5 ) . حارث بن ربعى معروف به ابو قتاده از بزرگان اصحاب رسول اللّه ( ص ) و سرسپردگان على ( ع ) ، درگذشتهء سال چهلم هجرت در كوفه . وى در جنگهاى دورهء خلافت ظاهرى على ( ع ) در التزام حضرت بوده است ؛ - اسد الغابة ، ج 5 ، ص 274 . ( 6 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 1925 ؛ الكامل ، ج 2 ، ص 358 .