قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
418
تاريخ الفي ( فارسى )
دارد ، خود را به او ننموده ، سوارى پيش امير المؤمنين على فرستادند و از كيفيّت كثرت لشكر ابو الاعور خبر داده مدد طلبيدند . امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، اشتر را بخواند و به مدد ايشان تعيين فرمود و مثالى به ايشان نوشت كه : مىبايد كمر اطاعت و انقياد اشتر در ميان بسته از صوابديد او بههيچوجه بيرون نباشيد كه اشتر از آنها نيست كه در مضايق بر علوّ همم و ثباتقدم او اعتماد نشايد كرد ، و نه بر تعجيل او در موضعى كه تأنى به احتياط نزديكتر باشد خائف توان بود ، و نه در صبر و سكون او در محلّى كه مسارعت و مبادرت مطلوب بود بيم نقص و زلل و خطا و خلل باشد . پس اشتر براند تا به زياد بن نضر و شريح بن هانى ملحق شد ، و به جمع روان شدند تا به موضعى رسيدند كه آن را سورالروم گفتندى . ابو الاعور در آن نواحى فرود آمده بود . اشتر نامهاى به امير المؤمنين نوشته مشتمل بر رخصت محاربهء ابو الاعور . امير المؤمنين در جواب نوشت : اى مالك اشتر ! حذر كن از آنكه ابتداى قتال از جانب تو باشد مادام كه ايشان را به طريق حقّ دعوت نكرده باشى و حجّت بر ايشان نگرفته . و احتياط نمايى كه عداوت ايشان ترا به گناه نيندازد و تا تمهيد اعتذار نكنى و پيشدستى آن طايفه بر حرب و كارزار نبينى زنهار كه آهنگ جنگ ايشان ننمايى . و در محل جنگ بر ميمنهء خود زياد را امير كن و ميسره را بر شريح بن هانى ده و خود در قلب لشكر قرار گير كه من نيز به زودى به تو ملحق خواهم شد . « 1 » چون جواب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، به اشتر رسيد ، نامهاى به ابو الاعور نوشت و او را به بيعت امير المؤمنين دعوت كرد و برخى از فضائل و مناقب امير المؤمنين على در آن نامه ذكر كرد و بيعت مهاجر و انصار به او تقرير كرد و نامه را به ابو نجد مازنى « 2 » داد - و او را امير المؤمنين بهواسطهء زهد او مكرّم داشتى - پس ابو نجد مازنى به جانب ابو الاعور روان شد - و مسافت ميان ايشان سه فرسنگ [ 56 ب ] بود - [ و نامه را به او ] داد . و ديگرى گويد من به طلايهء ابو الاعور بودم . چون ابو نجد به ما رسيد پنداشتيم اعرابى است . پس راه بر او برگرفتيم و خواستيم كه با او هزل كنيم . گفت : مادر شما بگرياد ، يا اخوان الشياطين ! راه دين را بر مردمان بستيد بس نيست كه الحال شارع عام بر مسلمانان مىبنديد ؟ گفتيم : راه گشاد است . امّا تو قصد كجا دارى ؟ گفت من رسول امير اشترم ، كه صاحب جيش امير المؤمنين على است ، به سوى ابو الاعور . چون ابو نجد نزديك به خيمهء ابو الاعور رسيد ديد كه جماعتى از نديمان او بيرون مىآمدند و اثر شراب بر ايشان پيدا بود . چون پيش ابو الاعور درآمد گفت : اى ابو الاعور ! تو و نديمان تو [ به ]
--> ( 1 ) . على ( ع ) نامه توسط حارث بن جمهان جعفى به مالك اشتر رسانيد . ( 2 ) . ش : بازنى .