قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
403
تاريخ الفي ( فارسى )
حضرت اين قضيّه را نيز به نظم آورده است . از خوف تطويل به ترجمهء آن ابيات شروع نمىنمايد . [ آن را ] در تاريخ ابن اعثم كوفى آورده . لشكر امير المؤمنين آب را برگرفتند و چهارپايان را نيز آب دادند . امير المؤمنين باز آن سنگ را بر سر آن چشمه نهاد و فرمود كه خاك بر سر آن سنگ بريزند و هموار كنند . چون با زمين برابر شد حضرت با لشكر روان شد . چون قدرى به راه رفتند امير المؤمنين فرمود جماعتى كه آن چشمه را كه از آن آب خورديم ديدهاند بازگردند و از آنجا آب بياورند كه اينجا آب عزيز است . طايفهاى بازگشتند . چون به آن صومعه رسيدند در حوالى صومعه هر چند چشمه را طلب كردند نيافتند . به نزديك راهب آمدند و گفتند : آن چشمه كه نزديك صومعه بود و امير المؤمنين آب آن را بيرون آورد و ما همهء قوم از آنجا آب خورديم كجاست ؟ راهب گفت : نمىدانم ، ولى شنيدهام كه نزديك اين صومعه چشمهء آبى است كه آن را چشمهء حوما خوانند و اين صومعه را از آب آن چشمه بنا كردهاند . امّا من چندين سال است كه در اين صومعهام و هرگز آن چشمه نديدهام . شنيدهام كه هفتاد پيغمبر و هفتاد وصىّ پيغمبر از آن چشمه آب خوردهاند . و از آن چشمه آب نتوانند بيرون آورد ، مگر پيغمبرى يا وصىّ پيغمبرى . « 1 » آن جماعت بعد از تردّد و طلب بسيار مأيوس بازگشتند و آنچه از راهب شنيده بودند به خدمت امير المؤمنين بازگفتند . امير المؤمنين ساعتى خاموش ايستاد ، و از آن منزل كوچ فرمود تا به شهر هيت « 2 » فرود آمده ، از هيت كوچ نموده به منزلى كه آن را اقطار گويند نزول فرمود . چون آن مقام كمال صفا و نزاهت داشت امير فرمود تا آنجا مسجدى بنا كردند . آن مسجد مدتها برقرار بود و مىگويند كه هنوز از آن اثر باقى است . بعد از آن آب فرات عبور نموده به بلاد جزيره درآمد و به جانب رقّه منعطف شد تا به موضعى رسيد كه آن را بليخ گويند . جويى آب بزرگ داشت . امير المؤمنين بر كنار آن آب فرود آمد . آنجا صومعهاى بود و راهبى در آن صومعه مقام داشت . چون ديد كه امير المؤمنين بر كنار آب نزول فرمود راهبى كه بر ملّت عيسى ، عليه السّلام ، بود به رقّه آمد و به دست امير المؤمنين ، عليه السّلام ، مسلمان شد . مخفى نماند كه از تاريخ ابن اعثم كوفى چنين معلوم مىشود كه آن راهب اوّل كه در سرچشمه مىبود به شرف اسلام مشرّف نشد ، بلكه به صحبت امير المؤمنين نيز نرسيد . و از ساير تواريخ مثل حبيب السّير و مقصد اقصى و [ تاريخ ] طبرى چنين ظاهر است كه آن راهب سرچشمه
--> ( 1 ) . قصّهء اين راهب و چشمهء آب در پيكار صفّين ( ص 201 ) بتفصيل آمده است . ( 2 ) . هيت : از شهرهاى ساحلى فرات ، بالاتر از شهر انبار ؛ - معجم البلدان ، ج 6 ، ص 101 .