قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

379

تاريخ الفي ( فارسى )

اما از جملهء احاديث يكى اين است كه پيغمبر فرمود : من خالف الامام فى افعال الصّلوة يحشر على صورة الحمار - و در بعضى روايات وراسه راس حمار - يعنى : هركه مخالفت كند امام خود را در افعال نماز - يعنى در ركوع و سجود تابع امام نباشد - حشر كرده شود آن كس به صورت خر ، يا حشر كرده شود در آن‌حالىكه سرش همچو سر خر باشد . باز آن حضرت فرمود : كما تعيشون تموتون و كما تموتون تبعثون . يعنى همچنانكه زندگانى مىكنيد همچنان خواهيد مرد و به‌هرصورتى كه مىميريد به همان صورت برانگيخته مىشويد شما . پس از اينجا معلوم شد كه حشر به صورت حمار نمىشود ، الّا آنكه در دنيا به آن صورت مرده باشد . و بر ازكيا مخفى نماند كه اين مسئله از جملهء اعتقاديات است نه از مسائل فرعيّه كه به تغيّر ملل و اديان متغيّر مىشود . پس اگر همانا حضرت شيث و ادريس به اين قائل باشند در جميع ملل قائل بايد بود ، چرا كه جميع اعتقاديات در عدم تغيّر و تبدّل شريكند ، مع ذلك اعتقاد تناسخ به اين وجه مستلزم قدم عالم نيست ، چرا كه همه قائلند به اينكه نفس ناطقه بعد از تردّد و سير در ابدان مختلفه خلاص مىشود و در سلك عقول منخرط مىگردد . و از جملهء حكما كه قائل به تناسخ‌اند بوزاسف است و اكثر برآنند كه بوزاسف از حكماى هند است ، و بعضى او را از اهل بابل عتيق - يعنى قديم - مىدانند . و بعضى برآنند كه بوزاسف حكيم طهمورث را به دين صابيه « 1 » دعوت كرد . شيخ شهاب الدّين مقتول در كتاب الولع آورده كه إنّه قد استخرج سنىّ العالم و هى ثلثمائة الف و ستّون الف سنة و حكم بانّ الطوفان يقع نصفها و حذر قومه عن ذلك . يعنى : بوزاسف هندى استخراج مدّت دنيا نموده و به سيصد و شصت هزار سال قرار داده و حكم كرده كه طوفان در نصف اين مدّت واقع خواهد شد و قوم خود را از وقوع طوفان تحذير كرده بود . و از جملهء حكماى هند كه قائل به تناسخ‌اند برجمس « 2 » است ، تلميذ قلانوس . اين قلانوس اوّل كسى است كه حكمت به هند آورده ، چنانچه صاحب ملل و نحل آورده كه قلانوس شاگرد فيثاغورس است و او از يونان به هند آمد و رأى فيثاغورث را در هند شايع ساخت و برجمس هندى پيش قلانوس تلميذى كرد و در حكمت فيثاغورس به مرتبهء كمال رسيد و بعد از فوت قلانوس برجمس بر جميع اهل هند مرتبهء رياست و بزرگى در حكمت يافت و اهل هند را ترغيب مىنمود به تهذيب نفس و تلطيف بدن و مىگفت : هركس كه تهذيب اخلاق نفس خود كرد و بدن خود را از اوساخ اين نشأه پاك گردانيد و زود از اين نشأه بيرون رفت ، ظاهر مىشود او را حقايق جميع اشيا ، و معاينه و مشاهده مىكند هرغايبى را ، و قادر مىشود بر هر

--> ( 1 ) . شهرستانى ، ملل و نحل ، ص 246 . ( 2 ) . ق : برهمن .