قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
376
تاريخ الفي ( فارسى )
و امّا قوس قزح گفتن روا نيست ، زيرا كه قوس اللّه است و قزح اسم شيطان است . پس اضافهء قوس به قزح جايز نباشد و وقت طلوع آن در دريا كشتيها از غرق ايمن باشند . و امّا محو خيالى بىحقيقت است . » - و اين آيه برخواند : فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ « 1 » [ مبصرة ] . يعنى محو مىكنيم ما علامت شب را و ظاهر مىسازيم علامت روز را . - « و اوّل چيزى كه بر روى زمين حركت كرده درخت نخل بود ؛ چرا كه ، خلقت او از نخالهء گل آدم شد ، و لهذا پيغمبر ما ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرموده : اكرموا عمّتكم النّخلة . يعنى گرامى داريد عمّه خود را كه درخت نخل است . و از اين جهت است كه به انسان در بعضى خواص شريك است . مثل آنكه سر درخت خرما ببرند مطلقا برنمىآيد و خشك نمىشود . و اما خنثى را چندان منتظر باشيد كه به حدّ بلوغ رسد . اگر ريش برآيدش حكم به مردى او كنند . و اگر بدان نيز معيّن نشود بفرمايند تا بر ديوار بول كند . اگر آب به ديوار رسد مرد باشد ، و الّا به زنى او حكم كنيد . » - و شريف علم الهدى ، رحمة اللّه عليه ، در جواب تعيين خنثى چنين آورده كه آن حضرت فرمود كه اضلاع پهلوى راست و پهلوى چپ بشماريد اگر برابر باشد زن است و اگر پهلوى چپ ضلعش كمتر باشد مرد است ، زيرا كه حق سبحانه و تعالى حوّا را از ضلع چپ آدم آفريده ، از اين جهت اضلاع چپ مردان به يك عدد كمتر از اضلاع راست ايشان مىباشد - « و امّا آن چيزى كه علم الهى متعلّق او نيست ، شريك بارى است . و امّا آن ده چيز كه از يكديگر سختتر باشد . پس بدان كه سختترين چيزها سنگ بود ، و از او سختتر آهن ، و از او قوىتر آتش ، و آب از آن قوى [ تر ] باشد ، و از او غالبتر ابر بود كه اصل است ، و از او اغلب باد بود كه ابر را متفّرق و متلاشى مىسازد ، و فرشتهاى كه موكّل باد است بر وى غالب آيد ، و ملك الموت آن فرشته را عاجز گرداند ، و مگر ملك الموت را مغلوب بسازد ، و حكم خداى تعالى بر همه غالب است . و اما ارواح مؤمنان بعد از مفارقت از اين بدن در قالبى مثل اين قالب در مىآيد ، چنان كه هركه ايشان را مىبيند به همان صورت اصلى مىشناسد . و در وادى سلم مىباشند ؛ و آن واديى است از اوديهء جنّت عدن . » - و از بعضى روايات چنين معلوم مىشود كه وادى سلم واديى است در ظهر كوفه ، چنانچه در تهذيب حديث نقل مىكند كه مروان بن مسلم مىگويد كه من به ابى عبد اللّه جعفر بن
--> ( 1 ) . پس علامت شب را بسترديم و علامت روز را روشن كرديم ؛ ( اسراء ، 12 ) .