قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
369
تاريخ الفي ( فارسى )
بيرون آمده بودند چرا جنگ نكردم . سيم آنكه در ايامى كه حرارت بر هوا غالب بود چرا روزه نداشتم . و نيز در فضائل الصحابه به روايت ابو ذرّ غفارى ، كه به نصّ پيغمبر راستگوترين اهل زمين است ، مذكور است كه رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود : من قاتل عليّا على الخلافة فاقتلوه كائنا من كان . يعنى هركه با على جهت خلافت محاربه و مخالفت نمايد ، پس بكشيد او را هر كه باشد . و نيز از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، به صحّت پيوسته كه : محاربو علىّ كفرة و مخالفوه فسقة . يعنى محاربان على كافرند و مخالفان او فاسق . « امّا صورت نامه معاويه به سعد بن وقّاص اين است كه : امّا بعد ؛ اين نامهايست به صاحب جيش خليفهء رسول اللّه ، سعد بن ابى وقّاص . بدان كه چون مصيبتى به امام مسلمانان فرود آيد و در تمام اهل اسلام اثر آن به ظهور آيد و آسياى فتنه و آشوب در ميان قوم گردان شود ، پس ، از چون تويى پسنديده نيايد كه از طلب خون عثمان كه مظلوم مقتول شده تخلّف نمايى ، بلكه واجب بر تو اين است كه در طلب قصاص از كشندگان او مدد و اعانت از خود دريغ ندارى . و اگر به سوى برادران مسلمان خود به جانب شام اقبال نمايى تا عزيمتهاى ايشان تصميم يابد و دلهاى ايشان قوى گردد ، هرآينه اجر آن به خير بيابى ؛ و السّلام . » « 1 » چون نامه به سعد بن ابى وقّاص رسيد ، جواب به اين منوال نوشت : « امّا بعد ، اى معاويه مكتوب تو خوانده شد و بر آنچه [ مرا به ] طريق باطل خود دعوت كرده بودى اطّلاع افتاد . نوشته بودى كه عثمان مظلوم كشته شد . بدان كه حقّ سبحانه و تعالى حاكمترين حاكمان است و بهترين جداكنندگان حقّ از باطل . و اللّه كه من هرگز با على محاربه نكنم و تو را بر خلاف او يارى ندهم . من از خوف فتنه كه در ميان مسلمانان پديد آمده منزوى گشتهام . » سعد بن ابى وقّاص بيتى چند در مكتوب خود نوشته كه ترجمهء آن را صاحب مقصد اقصى بدين وجه آورده : بدان ، كاين دردِ بىدرمان خود را * نيابى هيچوقت از من دوايى طمع كردى كه من گمراه گردم * به افسونهاى چون تو ناسزايى ترا واجب همين است اى معاوى * كه پيش آرى چو من صدق و صفايى كه دنيا بر كسى باقى نمانده * نه كس را اندرو باشد بقايى « 2 »
--> ( 1 ) . نصر بن مزاحم همراه اين نامه صحبت از نامهء منظومى نيز مىكند كه معاويه به سعد بن وقاص فرستاد ؛ - پيكار صفين ، ص 109 . ( 2 ) . براى مطالعهء ترجمهء فارسى اشعارى كه سعد همراه نامهاش به معاويه فرستاد ؛ - پيشين ، ص 110 .