قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
331
تاريخ الفي ( فارسى )
طلبيده بود ، روزى معاويه در كوچهاى از كوچههاى مدينه با كعب الاحبار دچار شد و در اثناى مكالمه با وى گفت : مىترسم كه بالاخره اهل خلاف هجوم نموده عثمان را به قتل رسانند . كعب گفت : وقوع اين حادثه به حسب تقدير امريست ناگزير . معاويه گفت : كاشكى كه مرا معلوم شود كه بعد از وى مهم خلافت بر كداميك از اصحاب قرار گيرد ، تا نسبت به او شرايط اخلاص مرعى دارم . كعب جواب داد كه : بعد از عثمان اين منصب بر صاحب بغلهء شهبا « 1 » مقرّر خواهد شد ، امّا بعد از خونريزش بسيار . و حال آنكه در آن روز معاويه بر اشتر اشهب « 2 » سوار بود ، لاجرم اين سخن در خاطرش جاى گرفته در طمع خلافت افتاد . و چون عثمان كشته شد فوجى از عظماء بنى اميّه كه از ابن عمّ خير البريّه كينهء ديرينه داشتند به وى پيوسته او را بر مخالفت شاه ولايت ترغيب و تحريص نمودند و معاويه خاطر بر طلب خلافت قرار داده همّت بر آن گماشت كه عقايد شاميان را نسبت به حضرت امامت مرتبت فاسد گرداند . بنابراين مىفرمود كه در ايّام جمعه پيراهن خونآلود عثمان را با انگشتان مقطوع نائله به مسجد جامع دمشق مىبردند و با مردم چنان ظاهر مىكردند كه قتل عثمان بفرمودهء شاه مردان وقوع يافته . و معاويه در اين باب آن مقدار مبالغه كرد كه مبارزان شام به تأكيد تمام سوگند خوردند كه بر بستر نرم نخسبند و آب سرد نياشامند تا انتقام خون عثمان از دشمنان بكشند . عمرو بن العاص كه در ايّام محصور شدن عثمان با اولاد خود به فلسطين رفته بود و تا اين زمان در آنجا مىبود « 3 » ، از اين وقايع خبر يافت . با پسران خود ، محمّد و عبد اللّه ، مشورت نمود . عبد اللّه گفت : شرف ذات و محاسن صفات و علوّ حسب و سموّ نسب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، نزديك جميع طوايف انام وضوحى تمام دارد . اولى و انسب آنكه به ملازمت آن حضرت شتابى تا سعادت دارين يا بى . و محمّد جانب نقض گرفته پدر را گفت : مهم ما پيش على نگشايد . اگر پيش معاويه روى البته نيكو برآيد . و به روايتى هردو برادر پدر را به متابعت شاه ولايت ترغيب نمودند . او از قبول آن سخن اعراض نموده گفت : على به سبب وفور كمالات و فضائل نفسانى از امثال من استغنا دارد . مناسب آن است كه پيش معاويه رويم تا به حصول امانى و آمال فايز شويم . عبد اللّه گفت : متابعت على مستلزم دخول جنّات نعيم است و پيروى معاويه
--> ( 1 ) . استر ابلق . - و . ( 2 ) . استر ابلق . - و . ( 3 ) . عمرو عاص در خلافت عمر مصر را فتح كرد و تا چهار سال اوّل حكومت عثمان امارت آنجا را در دست داشت . در اين سال به دليل واهى عهدشكنى مردم اسكندريه ، به اين منطقه حمله كرد . از اين رو عثمان او را از امارت بر كنار كرد و عمرو عاص به صورت انزوا در فلسطين بود .