قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

320

تاريخ الفي ( فارسى )

چمن رسالت و نبوّت امام حسن مجتبى را به رسم رسالت به خانهء عايشه فرستاد . امام حسن آمد و گفت : امير المؤمنين [ 42 الف ] مىفرمايد بدان خدايى كه بشكافت دانه و بيافريد آدم فرزانه را كه اگر در زمان به تجهيز سفر مدينه نپردازى ، پيغامى به تو فرستم و ترا تنبيه كنم به امرى كه كيفيت آن را تو نيك دانى . راوى گويد عايشه در آن وقت سر خويش را شانه مىكرد و جانب راست را بافته بود و مىخواست كه جانب چپ را ببافد كه حسن مجتبى اين پيغام رسانيد . عايشه گيسوى نابافته در ساعت از آنجا برخاست و با خواص و خدم خويش گفت : بار مرا بر راحلهء من نهيد و به كارسازى سفر مدينه مشغول شويد كه هيچ چاره‌اى جز رفتن ندارم . و كمال اضطراب در بشرهء وى ظاهر شد . زنى از رؤساى بصره از بنى المهلب با عايشه گفت : يا امّ المؤمنين ، عبد اللّه بن عباس نزد تو آمد و همين پيغام رسانيد و تو سخن با او بلند كردى كه ما همه آواز مجادلهء تو با او شنيديم و او از اين خانه به كمال آزردگى بيرون رفت . و پدر اين جوان ، يعنى امير المؤمنين ، خود آمد و با تو از اين مقوله سخن راند . هيچ اقبال به قول او ننمودى . الحال چه افتاد كه از قول پسر او اين همه اضطراب دست داد ؟ عايشه در جواب گفت : اين جوان سبط رسول و فرزند بتول و نورديدهء اهل قبول است و هركه دوست دارد كه نظر بر چشم پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، اندازد بايد كه نظر به چشم اين فرزند او كند . و بتحقيق كه من ديدم رسول خدا كه او را مىبوسيد و مىبوئيد و به سينهء بىكينهء خودش ملصق مىگردانيد . پدرش به دست او پيغامى فرستاده و مرا بر امرى اطّلاع داده كه بجز رفتن راه مدينه دوائى ديگر ندارم . آن زن از كيفيّت آن امر استفسار نمود . عايشه گفت : روزى جهت حضرت رسالت‌پناه غنيمتى رسيد و آن حضرت آن را ميان ذوى القربى و ياران خويش قسمت مىفرمود . ما نيز ، يعنى زوجات مطهرات آن حضرت ، از آن غنيمت نصيبى و حصّه‌اى مىطلبيديم و در آن باب الحال و مبالغه از حدّ گذرانيديم . علىّ بن ابى طالب زبان را به ملامت ما گشود و گفت : بس است اين مبالغه كه كرديد و الحال از حدّ گذرانيديد و حضرت را ملول و بىحضور ساختيد . و ما را توبيخ و تقريع بسيار كرد . ما نيز هجوم آورده او را سخنان درشت گفتيم . او اين آيه را از قرآن خواند كه مضمونش اين بود : اميد كه اگر پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، دست از شما بدارد و شما را در حوزهء مطلقات درآورد پروردگار او بهتر از شما عوض و بدل دهد او را . « 1 » ما نيز در خشونت و درشتى افزوديم . رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، از درشتى و غلظت قول ما در

--> ( 1 ) . عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ ؛ ( تحريم ، 5 ) . - و .