قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

21

تاريخ الفي ( فارسى )

ملا احمد تتوى در اين مرحله از زندگى خويش بود كه در بيجاپور با حكيم فتح اللّه شاه شيرازى ملاقات مىكند . و به دنبال ملاقات با حكيم فتح اللّه و آشنايى با امير نظام الدّين ، به مباحثات علمى و تاريخى و مذهبى كشيده مىشود كه نتيجه‌اش ملقّب شدن به « ارسطوى زمان » است . در سال 990 ه . ق . به شهر فتحپور سيكرى هجرت مىكند و در آنجا به دربار اكبرى راه مىيابد و سه سال بعد با پيشنهاد حكيم فتح اللّه و به دستور اكبر شاه مأموريت مىيابد كه تأليف تاريخ الفى را شروع كند . وى از علماى شجاع و دلير شيعه بود كه هرگز مصلحت‌پسند نبود و آنچه را صلاح اسلام و عالم تشيّع بود در نوشته‌هايش مىآورد . همين صراحت قلم و بيان وى باعث شعله‌ور شدن كينهء بعضى از سنّىهاى متعصّب و درباريان سنّى گشت و آنان را به دشمنى وى واداشت . سرانجام شبى يكى از سنّيان متعصب ، به نام ميرزا فولاد برلاس ، پسر خداداد برلاس ، وى را با خنجر زخم زد . بنا به گفتهء منابع و مصادر هندى ، شدّت جراحات به قدرى بود كه معالجات طبيبان ، از جمله طبابت حكيم حسن ، مثمر ثمر واقع نشد . در نتيجه ، اين مورّخ بزرگ شيعه روز 25 صفر سال 996 ه . ق . به شهادت رسيد . « 1 » اقدام شجاعانه و منطقى اكبر شاه در برخورد با قتل ناجوانمردانهء احمد تتوى كه نشان‌دهندهء زير پا گذاشته شدن مفاد « دين الهى » از سوى سنّيان متعصّب بود ، مثال زدنى است . شيخ ابو الفضل ناگورى در اين خصوص در اكبرنامه مىنويسد : شاهنشاه دادگر آن بدگوهر [ - ميرزا فولاد برلاس ] را از بند هستى رهايى داد و به پاى فيل بسته در تمام شهر گردانيدند . هرچند سران دولت سنّى بودند در رهايى تكادو نمودند ، سودمند نيامد و سرمايهء رهنمونى بسيار بيراهه رو گشت و آويزش سنّى و شيعه فرونشست . عبد القادر بداؤنى عبد القادر بن ملكشاه بداؤنى مورّخ ، شاعر ، و مترجم دورهء اكبر شاهى متولّد سال 947 ه . ق . است . مختصرات و بعضى از علوم عربيه را در دوران كودكى و آغاز جوانى پيش جدّ مادرى خود ، مخدوم اشرف ، فراگرفت و در دوازده سالگى قصيدهء « برده » را در خانقاه شيخ حاتم سنبلى ياد گرفت و پس از تكميل علوم در خدمت شيخ مبارك ناگورى « 2 » مدّت چهل سال

--> ( 1 ) . علّامه امينى نيز نام احمد تتوى را در ليست شهداى شيعه آورده است ؛ - علّامه امينى ، شهداء الفضيلة ، ص 130 - 131 ، ترجمهء فارسى ( شهيدان راه فضيلت ) ، ص 282 . ( 2 ) . بداؤنى ، پيشين ، ص 74 .