قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
259
تاريخ الفي ( فارسى )
را ، جلّ جلاله ، بر خود گواه گرفتى ؟ طلحه گفت : عهد كردم و خداى را بر خود گواه گرفتم كه هرگز قدم از چيزى كه از رضاى تو بيرون باشد ننهم . امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، فرمود : برخيز تا نزديك زبير شويم و اين سخن را با او بگوييم . طلحه در حال برخاست و در ملازمت مرتضى على ، عليه السّلام ، نزد زبير آمد . امير المؤمنين همان كلمات را كه گفته بود با زبير نيز گفت و زبير جواب موافق داد و با امير المؤمنين نذر و عهد نمود كه از طريق رضاى آن حضرت بيرون نرود و به هيچ نوع از قاعدهء موالات و مصادقت عدول ننمايد و از غدر و مكر و نقض عهد پرهيز كند . چون طلحه و زبير به اين طريق با امير المؤمنين عهد كردند « 1 » و جملهء مردمان وضيع و شريف در كار خلافت امير المؤمنين مبالغه مىنمودند ، امير المؤمنين به مسجد رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، آمد و بنشست و مردمان حاضر شدند . جماعتى از اشراف و معارف انصار ، مثل ابو الهيثم بن التّيّهان « 2 » ، رافع بن رفاعه ، مالك بن العجلان ، خزيمة بن ثابت ، حجّاج بن غزيّه ، و ابو ايّوب خالد بن زيد [ حاضر بودند ] و همگنان به موافقت گفتند : اى مردمان مىدانيد كه عثمان با شما به چه سيرت مىرفت و به چه طريقت زندگانى مىكرد . اكنون آن گذشت ، الحال اگر نصيحت ما قبول نكنيد و سخن ما به سمع [ قبول ] اصغا ننماييد باز به مثل آن سيرت و معاشرت كه عثمان داشت مبتلا شويد . مردمان مصر و كوفه و بصره كه حاضر بودند گفتند : همچنين است كه مىگوييد . در قول شما مجال ريب و تهمت نتواند بود . [ 33 ب ] هرچه شما مصلحت بينيد صلاح و صواب به ضمن آن مقرون باشد و بههيچوجه از آن عدول و انحراف نيفتد ؛ چه ، سابقهاى كه شما را در اسلام هست معلوم است و خداى تعالى شما را انصار نام نهاده و مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، سخن شما را عزيز دانسته . انصار گفتند : فضيلت و كرامت و قرابت علىّ بن ابى طالب از آن روشنتر است كه بر كسى مخفى ماند و انواع علوم و محاسن اخلاق و معالى شيم كه ذات شريف او حاوى است از شرح استغنا دارد . وقوفى كه آن حضرت راست بر دقايق حلال و حرام و احتياجى كه ما را و شما را هرروز ، بلكه هرساعت ، به دو مىافتد مىدانيد . و اگر ما در تمشيت كار خلافت كسى را از او كاملتر و نيكوسيرتتر مىدانستيم شما را بدان اشارت مىكرديم ، لكن امروز در همه روى زمين اين خصال خير را در هيچكس جامعتر از او نمىبينيم . چه مىگوييد ؟ و در آنچه او تيمار
--> ( 1 ) . در خصوص كلام مولا على ( ع ) دربارهء عهدشكنى طلحه و زبير - خطبهء 137 نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر جعفر شهيدى ، ص 134 . ( 2 ) . نامش مالك ، و از اصحاب جليل القدر رسول اللّه ( ص ) است ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 539 ؛ اسد الغابه ، ج 4 ، ص 274 .