قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
257
تاريخ الفي ( فارسى )
به هدايت طوائف انام مبعوث شد امير المؤمنين ، عليه السّلام من الملك العلّام ، به روايتى هشت ساله و به قولى ده ساله و به مذهبى يازده ساله بودند « 1 » . و به جميع اقوال ، آن حضرت اوّل كسى است از مردان كه تصديق آن حضرت كرده . بعد از آن زيد بن حارثه به شرف اسلام رسيد ، « 2 » و بعد از آن ابى بكر صدّيق اظهار اسلام نمود ؛ « 3 » و اين ترتيب [ را ] ابن اسحق ، كه معتمد اهل سير است ، ذكر نموده . و از زنان ، اوّل ، خديجهء كبرى به شرف اسلام مشرّف گشت . مرتضى على بعد از شرف اسلام در تمامى مواقف و معارك در ملازمت حضرت رسالتپناه شرايط شجاعت و جهاد و مراسم هدايت و اجتهاد مرعى داشت و به اصناف الطاف الهى و انواع اعطاف نامتناهى مفتخر و مباهى گشت [ و ] رايت ولايت و كرامت در اقطار امصار برافراشت . و در زمان خلافت صدّيق و فاروق و ذو النّورين ، رضى اللّه عنهم ، بالضروره دامن از تكفّل امور دنيوى در چيده همگى اوقات فايض البركات را به كسب درجات اخروى صرف مىنمود و در حين سوانح امور و حوادث ايّام و شهور از كمال مكارم اخلاق ، آن طايفه را به سلوك طريق رشد و ارشاد هدايت مىفرمود . و بعد از قتل ذو النّورين طوايف اشراف و اعيان از اكابر مهاجر و انصار و اعاظم هربلاد و ديار از آن مظهر عجايب آثار و مظهر غرايب اطوار التماس نمودند كه مسند خلافت را به ذات با بركات مزيّن سازد و پرتو سعى و اهتمام بر انتظام حال موفور الاختلال عالم و عالميان اندازد كه اهل اسلام از امام عالى مقام ناچار است . و بنابر كمال علوّ نسب و شرف حسب و قربت قرابت نبوى و تخلّق به اخلاق مصطفى و كمال علم و فراست و وفور حكيم و كياست و كسب درجات عاليه اخرويه و ترك مزخرفات فانيه و دنيويّه هيچ آفريدهاى اين كار را سزاوارتر نيست . [ و گفتند : ] توقّع آنكه مسند خلافت را به زيور قبول بيارايى و ابواب مرحمت و رأفت بر روى روزگار و همگنان بگشايى . شاه ولايتپناه نخست از آن امر خطير ابا فرمود و بالاخره بهواسطهء كثرت مبالغهء مخلصان بر زبان الهام بيان گذرانيد كه « اين مهم بىحضور طلحه و زبير تمشيت نپذيرد . » اجّلهء اصحاب شخصى به طلب ايشان فرستادند . ايشان به مجلس نيامده ، پيغام فرستادند كه « چون جميع مسلمانان مبايعت نمايند ما نيز متابعت كنيم . » و اين صورت در نظر اهل خبرت نامرضى نمود .
--> ( 1 ) . قول اصحّ سيزده سالگى على ( ع ) است ؛ - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 9 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 264 . ( 3 ) . روايتى در طبرى هست كه پيش از ابو بكر جماعتى اسلام آورده بودند ؛ - تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 1167 ؛ سيرهء رسول الله ، ج 1 ، ص 115 .