قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
13
تاريخ الفي ( فارسى )
از بلاى نابودى و گموگور شدن مصون بودند ، توانستهاند به مطالبى برسند كه ديگر مؤلّفين در پرداختن آثار خود به دليل از بين رفتن منابع و يا سقط شدن قسمتى از مطالب آنها ، از چنين نعمتى محروم ماندهاند . به عنوان مثال در وقايع مربوط به مسئلهء ارتداد و ظهور اهل ردّه ( سال 13 ه . ق . ) كه بلافاصله پس از رحلت حضرت رسول اكرم ( ص ) رخ مىدهد ، داستان كوششهاى عمر بن خطاب براى محاكمهء خالد بن وليد به جرم قتل عمد مالك بن نويره ، در تمامى منابع دست اوّل ، و به تبع آن در كتبى كه به استناد اين منابع در ادوار بعدى نوشته شدهاند ، تقريبا يكسان آمده است و هيچ اشارهاى به آخرين چارهجوييهاى خالد جهت جلوگيرى از حضور شخص ثالث - بويژه عمر بن خطاب - در جلسهاى كه قرار بود وى با ابو بكر داشته باشد ، نشده است . اما بنا به تصريح تاريخ الفى ، خالد براى خنثى كردن نقشههاى عمر ، كه در پى محكوميت و قصاص او بود ، قبل از رسيدن به حضور خليفه براى اداى توضيحات ، در مدخل مدينه شخصى را به طلب بلال حبشى - كه آن زمان حاجب ابو بكر بود - مىفرستد و با تطميع وى از او تضمين مىگيرد كه به هيچ عنوان نگذارد عمر بن خطاب به جمع او و خليفه بپيوندد . يا در وقايع سال 35 هجرى و اعتراض مردم مصر و كوفه و بصره به اعمال ناشايست عثمان بن عفّان و آماده شدن معترضين براى كودتا و قتل وى ، عثمان در مسجد مدينه خطاب به جمع حاضران از كارهاى ناشايست خود اظهار پشيمانى مىكند و قول مىدهد كه ضمن تغيير رويّهء سابق ، اطرافيان منافق و فاسد را از كارهاى حكومتى بر كنار كند . تمامى منابع تاريخى اين واقعه را منعكس كردهاند ، ولى اشارهاى به پرخاش و اعتراض عمرو عاص بر عثمان مبنى بر دورويى و دروغگويى وى نكردهاند ، در حالى كه در كتاب حاضر شرح عذرخواهى عثمان و پرخاش عمرو عاص به طور كامل آمده است . عامل دوم شيوهء كار مؤلّفين كتاب الفى است كه هرچند گزارش دقيق و معتبر مورّخين و مصنّفين مقاطع مختلف تاريخى را - كه عموما مبتنى بر مشاهدهء شخصى و اخبار مستقيم و بىواسطه بوده - در اختيار داشتهاند اما به آن اكتفا نكردهاند ، بلكه در فراهم كردن كتاب خود از روايات و منابع گوناگون نيز بهرهمند شدهاند . مثلا اخبار مقابله و محاربهء سلطان مسعود با سلجوقيان كه در تاريخ بيهقى به تفصيل مذكور است ، در تاريخ الفى كاملتر و جامعتر از تاريخ بيهقى ، از روى منابع گوناگون ذكر شده است . از جملهء اين وقايع ، پايان كار مسعود غزنوى و برگشتن نوشتگين و جمعى از غلامان خاص مسعود از وى و نيز روايات گوناگون دربارهء قتل سلطان مسعود است كه در تاريخ بيهقى كنونى وجود ندارد ، ولى در تاريخ ألفى مذكور است . « 1 »
--> ( 1 ) . دكتر منوچهر مرتضوى ، مقالهء « آرزوى پيران » مندرج در ناموارهء دكتر محمود افشار ، ج 5 ، ص 2940 .