قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

186

تاريخ الفي ( فارسى )

حارثى را به ولايت سيستان - كه اهالى او نيز نقض عهد كرده با سگان خراسان و كرمان شريك بودند - فرستاد « 1 » و خود متوجّه خراسان شد . و مقدّمهء او احنف بن قيس بود و در طبسين « 2 » كه دو حصار استوار داشت نزول كرد و با مردم آن دو بلده صلح نموده به جانب قهستان « 3 » رفت و بعد از مقابله و مقاتله ، آن مردم عاجز شده پناه به قلعه‌ها و كوههاى بلند بردند . [ 23 الف ] و بنابر ضرورت و بيچارگى به ششصد هزار درم صلح نموده تسليم كردند . همچنين به هرناحيه‌اى از نواحى خراسان مثل جوين و بخرآباد لشكر مىفرستاد تا بعضى را به جنگ و بعضى را به صلح فتح نمودند . و رئيس طوس كه او را مرزبان مىگفتند پيشدستى نموده خود نزد عبد اللّه رفت و به وكالت اهالى آن بلده هرسال ششصد هزار درم التزام نموده بر آن مبالغ مصالحه واقع شد . بعد از آن عبد اللّه به جانب نيشابور رفت . يك ماه و به قولى دو ماه آن قلعه را محاصره داشت و رئيس طوس عبد اللّه را بر مدخل آب شهر دلالت نمود . و آن جويى بود در زيرزمين در مسافت سه فرسنگ كه از سنگ و گچ و ماش برآورده و به طريق كاريز در شهر سر داده [ بودند ] . عبد اللّه در زمان راه آب را بر اهل شهر بست ، چنانچه از آن غصّه نان به گلوى ايشان نمىرفت و طعام نمىتوانستند خورد . به ضرورت امان خواسته و صلح نموده و هزار هزار درم بدل صلح تسليم نمود . و قولى آنكه عبد اللّه به آن صلح ضرورى راضى نشد و نيشابور را به زور فتح كرد و بسيارى از سرداران آن ناحيه را زير تيغ سياست آورد تا عاقبت به شفاعت مرزبان طوس « 4 » از مقام انتقام گذشته بر سر لطف و احسان آمد و به‌واسطهء خوبى آب و هواى آنجا در آن شهر اقامت اختيار كرد و لشكر مستعد را ترتيب داده به جانب سرخس روان گردانيد « 5 » تا به ساكنان آن ديار مقاتله نمود . بعد از آنكه از مقاومت عاجز شدند طلب صلح كردند به اين شرط كه صد كس از ايشان را از قتل امان دهد . چون آن صد كس نام بنام معيّن مىشد ، مرزبان « 6 » سرخس خود را داخل آن جمع نساخت ؛ بنابراين گمان كه امان من به طريق اولى لازم مىآيد احتياج به تصريح نيست . بعد از قرار صلح بر نهج مذكور ، مسلمانان در سرخس آمدند . چون مرزبان سرخس داخل آن صد كس نبود وى را حكم ساير مردم به قتل آوردند .

--> ( 1 ) . بلاذرى در مورد فتح سيستان مىنويسد : . . . مرزبان [ - حاكم سجستان ] دو هزار هزار درهم و دو هزار برده به دو داد و از او زينهار خواست ؛ - فتوح البلدان ، ص 271 . ( 2 ) . طبسين : شهرى در ميان بيابان كه به دو بخش طبس گيلكى و طبس مسنيان تقسيم شده است . ( 3 ) . قهستان : معرّب كوهستان كه مركز آن شهر قاين است . در قديم قهستان شامل قاين ، تون ، گناباد ، طبس العناب ، طبس التمر ، آستان ، و ترشيز بود ؛ - معجم البلدان . ( 4 ) . نام مرزبان طوس كنازتك بود . ( 5 ) . بلاذرى فرمانده سپاهى را كه به سرخس حمله كرد عبد اللّه بن خازم ذكر مىكند ؛ - فتوح البلدان ، ص 160 . ( 6 ) . نام مرزبان سرخس زادويه بود ؛ - پيشين .