قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
173
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال هجدهم از رحلت خير البشر كه سال بيست و هشتم از هجرت است . در اين سال فتح قبرس بر دست معاوية بن ابى سفيان ميسر شد ، گويند معاوية بن ابى سفيان به امير المؤمنين عثمان نوشت كه « سواحل بحر روم و قراى او ميان وى و شام متصل است و وصل به آن ديار و مرور و دخول در آن از طريق دريا ممكن تواند بود ، و اگر اجازهء امير المؤمنين حاصل شود از راه بحر بر سر آن مردم لشكر برم . » و حال آنكه در زمان فاروق ، معاويه از وى به كرّات اجازهء آن سفر پرخطر طلب كرده بود [ ولى ] بواسطهء خطرى كه در سفر دريا متصوّر است مجازى و مرخّص نگشته « 1 » . القصّه ذى النّورين بعد از تأمّل و تفحّص بيشمار رخصت به او داده نوشت كه : بايد در اين سفر مردم را انتخاب نكنى و قرعه نيز نيندازى ، بلكه ايشان را مخيّر سازى . هركه به طوع و رغبت خود اختيار كند با خود ببرى و آنچه كه معذور و ميسور بود اسعاد و امداد نمايى . معاويه چون مرخص گشت لشكر گران ترتيب داده با ثروتى تمام و شوكتى مالا كلام به جانب بلاد روم توجه نموده و جمعى كثير از مشاهير كبار و صحابه ، مثل ابى ذرّ غفارى و غيره « 2 » ، بسيارى در آن لشكر بودند و به نام خداوند ذى الجلال و الاكرام در دريا درآمده روان شدند . در شط ، بحريان زورقى چند مملو از هدايا و تحف و نفايس اموال آنطرف كه از جانب حاكم جزيرهء قبرس به نزد قسطنطين بن هرقل مىرفت ملاقى شدند . معاويه اشاره كرد تا تمام آنها را گرفته مضبوط نگاهداشتند .
--> ( 1 ) . عمر در اين مورد با عمرو عاص مشورت كرده و اجازهء اقدام به معاويه نداده بود . ( 2 ) . عبادة بن صامت و ابو درداء شدّاد بن اوس نيز از جمله حاضران در اين لشكر بودند .