قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

168

تاريخ الفي ( فارسى )

تا در خيمه‌هاى خود مستعدّ جنگ باشند و با ما به جنگ نيايند و ما با بقيّهء لشكر اسلام در مقابل دشمن به جنگ مشغول شويم و سعى تمام در مقاتله و محاربه نماييم و چون نيم‌روز شود در غايت كلال و ملال و تشويش هريك به طرفين لشكرگاه بازگرديم و جاسوس نگاهدارى كه چون مخالفان اسلام سلاح بگشايند و به استراحت مشغول شوند دليران آسوده از لشكر اسلام كه در خيمه‌ها مستعدّ و مهيا باشند به يكباره سوار شده بىخبر بر سر ايشان روند ، شايد كه از اين تدبير كارى ساخته شود و به عون اللّه تعالى و به حضرت حقّ جلّ و علا فتح و ظفر روزى كند . عبد اللّه بن سعد با اعيان صحابه كه در لشكر او بودند در آن باب مشورت كرد . جمله گفتند كه اين تدبير بسيار خوب است . روز ديگر اكثر شجاعان لشكر را فرمود تا مكمّل و مسلّح در خيمه‌هاى خويش نشستند و اسبهاى خود زين كرده مستعدّ نمودند و خود با بقيّهء لشكر به جنگ رفت و فرمود تا حربى مردانه در كمال جدّ و جهد نمودند و از وقت طلوع آفتاب تا پيشين محاربه‌اى عظيم نمودند . گويند آن جنگ به « حرب العبادله » موسوم گشت ؛ به سبب آنكه امير لشكر عبد اللّه بن سعد بود و در قلب لشكر بود ، ميمنه را به عبد اللّه بن عمر داده بود ، در ميسره عبد اللّه بن زبير بود ، و در مقدّمهء لشكر عبد اللّه بن عباس . و چون وقت ظهر مؤذّن اسلام اذان نمود و روميان به بقاء عهد معهود مراجعت نمودند ، مسلمانان ايشان را فرصت مراجعت ندادند و به جدّ تمام در محاربه كوشيدند تا زمانى كه آن جماعت بغايت بىطاقت شده طبل بازگشتن كوفتند و هريك از آن دو لشكر به مقام خويش بازگشتند . و چون روميان سلاح از خود دور كردند و به استراحت مشغول شدند ، سواران تازان و شجاعان آسوده از لشكر اسلام به يكباره بر سر جرجير و لشكرش ريختند و ايشان را مجال پوشيدن سلاح نشد ، بالضروره گريختند و لشكر اسلام بر عقب ايشان روان شدند و به هر كه مىرسيدند مىكشتند ، و جرجير به دست عبد اللّه بن زبير كشته شد . لشكر اسلام را ظفر و فتح تمام حاصل شد و عبد اللّه بن سعد بر در شهر سبيطله نزول كرد و اهالى آن بلده را مجال محاصره نداد و به عون الهى آن شهر را گرفت . و در آن شهر چندان مال يافت كه در ساير [ سرزمينهاى ] مفتوحهء آن بلاد روم نيافته بودند ، و كثرت غنيمت به مرتبه‌اى بود كه حصّهء يك سوار سه هزار زر سرخ و يك پياده يك هزار زر سرخ افتاد . اهالى افريقيه به مصالحه پيش آمدند و بدل صلح دو هزار دينار زر سرخ تسليم نمودند . عبد اللّه بن سعد به موجب وعده دختر جرجير را برسم تعمّل « 1 » به عبد اللّه بن زبير مسلم داشت و خمس [ 21 ب ] غنايم را در آن لشكر بار كرده با اخبار فتوح مصحوب عبد اللّه بن زبير نزد

--> ( 1 ) . ق و ش : « به رسم نقل » . تعمّل : عنايت و كوشش كردن در برآوردن حاجت مردم ؛ - اقرب الموارد .