قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
124
تاريخ الفي ( فارسى )
مكالمه كند . نعمان ، مغيرة بن شعبه « 1 » را كه مردى فصيح بود ارسال نمود . چون به محفل فيروزان درآمد فيروزان گفت : اى گرسنگان عرب و اى فضيحان بىادب ، شما را چه چيز اين نوع دلير ساخته كه دست تغلّب به ديار ملوك عجم دراز كردهايد ؟ تا امروز در كار شما تغافل مىكرديم و شما را در حساب نمىآورديم حالا لشكرى عظيم آوردهام كه اگر در مقام محاربه درآيم هرمژه از مژگانهاى شما هدف تيرى شود . طريق بهبود شما آن است كه به همان صوبه « 2 » كه آمدهايد بازپس گرديد . مغيرة بن شعبه جواب گفت : عجب امرى مشاهده مىكنم از شما كه با وجود آنكه مكرّر در جنگها كه شما را با عرب روى داد ما را آزموديد و مردانگيهاى ما را مشاهده كرديد [ و ] دانستيد كه اندكى از ما بسيارى از شما را بس است ، هنوز نخوت غرور در سر شما روى به زياده مىكند . عاقبت شما را نمىبينم . ما را با شما معاملهاى نيست الّا شمشير . اين بگفت و روان شد . چون مغيره مراجعت نمود و حكايت گذشته با نعمان بازراند ، نعمان با خواص خويش مشورت نمود . طليحه و مغيره به انهاء رسانيدند كه خبر معتبر « الحرب خدعة » تقاضاى آن مىكند كه على سبيل الاستعجال يك كوچ بازپس نشينيم تا عجم را گمان افتد كه از اخبار مغيره ترسيديم و فرار نموده به جانب صحرا كشيده شديم . باشد كه از ميدان جنگ [ 15 ب ] گذر نموده از عقب ما آيند . نعمان را آن رأى پسنديده افتاد و به آن دستور عمل كردند . عجم خيال قصد ايشان كردند و در عقب ايشان درآمدند . و چون زمان ملاقات هنگام شب بود بالضروره صبر نمودند و در آن شب از جانبين به ترتيب مقدّمات محاربه مشغول بودند . على الصباح نعمان بن مقرّن ، نعيم ، برادر خود را در مقدّمه و حذيفة اليمان « 3 » را بر ميمنه و برادر ديگر خود سويد بن مقرّن را بر ميسره ، و مجاشع بن مسعود « 4 » را بر ساقه معين ساخته و طبل محاربه فروكوفتند . آن روز ميان هردو طايفه محاربهاى واقع شد كه بسيار عظيم [ بود ] و
--> ( 1 ) . مغيرة بن شعبه : ابن شعبة بن ابى عامر بن مسعود ثقفى ( وفات 50 ه . ق . ) كنيهاش ابو عبد اللّه ، يكى از سرداران و دهات عرب و از صحابهء حضرت رسول اللّه ( ص ) . در سال پنجم هجرى مسلمان شد و در جنگ يرموك يك چشم خود را از دست داد . حكايت زناى وى با امّ جميل ، دختر افقم ، كه باعث عزل وى در سال هفدهم هجرى از امارت بصره شد ، در تمامى منابع تاريخى ضبط شده است . ( 2 ) . صوبه : به معنى ايالت است . اين لغت در آثار اكثر مورّخان و مؤلّفان هندى مورد استفاده قرار گرفته است . ( 3 ) . حذيفة اليمان : ابن اليمان حسل بن جابر العبسى القناطيرى ، كنيهاش ابى عبد اللّه ، صحابى رسول اللّه ( ص ) . فوت وى در سال چهل هجرى پس از مرگ عثمان اتّفاق افتاد و در مداين مدفون شد . وى رازدار رسول ( ص ) بود و حضرت اسماء منافقين صحابه را به دو ابراز فرمود . ( 4 ) . مجاشع بن مسعود : وى در جنگ جمل با عايشه بود و بر كسانى كه از بنى سليم در اين جنگ شركت داشتند فرماندهى داشت و در اين جنگ كشته شد ( 36 ه . ق . ) . در صحيحين از وى پنج حديث نقل شده است ؛ - الأعلام .